گربه ای در پاریس

انیمیشن گربه ای در پاریس A Cat in Paris

مادر زویی به دنبال قاتل همسر خود مسئول پرونده کاستاست که ماجرای سرقت های زنجیره ای حواس او را از پرداختن به پرونده کاستا منحرف میکند که همین ، موجب میشود تا... .

کارگردان: Jean-Loup Felicioli , Alain Gagnol
نویسنده: Alain Gagnol
تهیه کننده: Jacques-Rémy Girerd
سال تولید: 2010
نوع: سینمایی
مدت زمان: 1 ساعت و 5 دقیقه
گونه و ژانر:

ویدئوها

تیزر

داستان کامل انیمیشن

یک گربه سیاه با نوارهای قرمز زندگی دوگانه ای دارد. در طول شب ، او یک سارق به نام نیکو (که او را آقای گربه صدا می کند) ، که برای سرقت جواهرات دزدکی می کند ، همراهی می کند. در طول روز ، او با دختری به نام زو (که او را دینو صدا می کند) زندگی می کند. زئو که پس از از دست دادن پدرش صدای خود را از دست داد ، از مادرش ژنه که به عنوان ناظر پلیس کار می کند فاصله گرفته و بانویی به نام کلودین از او مراقبت می کند.

نیکو یک دستبند ماهی شکل به دینو می دهد ، و آن را به زئو منتقل می کند. در کلانتری ژان ، همکاران خود را در مورد محافظت از مجسمه کلوس نایروبی ، که به زندگی وی منجر شد ، به دست ویکتور کوستا بدنام انجام داد. ویکتور کوستا قصد دارد هنگام انتقال مجسمه ، با کمک همدستان نامش ، M. Bébé (آقای عزیزم) ، M. Hulot ، M. Grenouille (آقای قورباغه) ، و M. Patate بازدید دیگری از مجسمه را انجام دهد. آقای سیب زمینی).

در خانه ، ژان به دستبند ماهی شکل علاقه مند شده و آن را برای همکار خود لوکاس می آورد. لوكاس استنباط می كند كه این دستبند با وسایل سرقت شده از Rue Mouffetard مطابقت دارد. زئو دزدکی از خانه اش بیرون می رود و دنبال دینو می رود. او به قرعه کشی ویکتور پرداخت و متوجه شد که کلودین برای ویکتور کار می کند و در مورد جنبش های پلیس اطلاعات بیشتری کسب کرده است. زئو دیده می شود ، اما توسط نیکو نجات می یابد. نیکو زوئه را می گیرد تا در باغ وحش مخفی شود ، اما باند ویکتور دنباله او را می گیرد. خوشبختانه زوئه با یک قایق فرار می کند.

لوکاس در این سرقت ها که مستقیماً به اقامتگاه نیکو منتهی می شود ، پیشی می گیرد. هنگامی که نیکو بازگشت تا زوئه را در محل خود پیدا کند ، توسط ژانه و لوکاس دستگیر می شود ، احتمالاً زو را ربوده است. ژان زوئه را در حضانت کلودین می گذارد و با لوکاس می رود تا ویکتور را پیدا کند. نیکو که نتوانست ژان و لوکاس را نسبت به شرایط سخت زئو متقاعد کند ، فرار می کند تا زو را پیدا کند. ژان قادر است صحت ادعای نیکو در مورد زئو را تأیید کند.

کلودین زوئه را به خانه کاستا برده و در آنجا حبس شده است. دینو به لطف عطر کلودین رایحه را دنبال کرده و نیکو را به خانه هدایت می کند. پس از قطع برق و عینک شبانه خود ، نیکو قادر است زوئه را دور بزند. ویکتور به دنبال نتردام به دنبال نیکو و زوئه می رود. نیکو در حالی که می خواست ویکتور را گمراه کند ، می افتد اما توسط ژان ، که تازه به محل حادثه رسیده است ، او را نجات می دهد.

همانطور که ویکتور زو را می گیرد ، ژان به همراه نیکو و دینو به کمک می آیند. وقتی ویکتور گربه را از لبه یک جرثقیل نزدیک می کند ، نیکو باید دینو را نجات دهد و ژان را برای مقابله با ویکتور ترک کند. جین با شجاعت خود ، دخترش را نجات می دهد و ویکتور را مورد حمله قرار می دهد و او را در یک خلسه توهم آور قرار می دهد. قبل از اینکه ژان بتواند به ویکتور کمک کند ، رهبر باند از جرثقیل به سمت آنچه تصور می کند کولوس نایروبی است می چرخد ​​، اما در اثر کامیونی که در زیر آن است جان خود را از دست می دهد. بقیه باند ، از جمله کلودین ، ​​دستگیر می شوند و زئو صدای خود را بازیابی می کند.

نیکو خودش را اصلاح می کند ، دزدی را رها می کند و به عضوی از خانواده در می آید ، در حالی که دینو حیوان خانگی خانه می شود. نیکو یک گل برف با کلیسای جامع نوتردام در آن به عنوان هدیه کریسمس به ژان می دهد.

بیشتر
کمتر