انیمیشن پیامبران؛ حضرت ادریس (علیه السلام)

انیمیشن پیامبران؛ حضرت ادریس (علیه السلام)
prophets Idris

رمز موفقیت و سعادت، پیروی از ولی خدا و ایستادن در مقابل ظلم است.

کارگردان: سلمان خورشیدی , وحید هماتاش
نویسنده: محمدرضا عابدی‌شاهرودی
تهیه کننده:
سال تولید: 1394
نوع: کوتاه
مدت زمان: 34 دقیقه

داستان کامل انیمیشن

در ابتدا فرشته به نام گامائیل که گویا نافرمانی خدا را کرده است به زمین تبعید می شود و بال هایش می سوزد و از حضرت جبرئیل می پرسد که چگونه می تواند بخشیده شود. حضرت جبرئیل می گوید که باید کسی برای تو در زمین دعا کند (منظورش حضرت ادریس از که ولی خداست). پادشاهی در آن شهر زندگی می کند که اهل تجمل و خودخواهی است. روزی قرار می شود که با خدم و حشم به شکار برود. در میان راه باغی سرسبز و آباد را می بیند به همراهانش می‌گوید که به باغ برویم و قدری از آن بهره ببریم. صاحب باغ از پادشاه پذیرایی می‌کند. پادشاه از او می پرسد که این باغ را چگونه تهیه کرده است. باغدار می گوید که باغ را از پدرانش به ارث برده است اما پادشاه می خواهد باغ را از او بخرد. باغدار التماس می کند که پدرانش وصیت کردند که باغ را دست به دست برای فرزندانش به ارث بگذارد و پادشاه را به عدالت می خواند که پادشاه بعید است که از کسی بخواهد که خلاف وصیت پدرانش عمل بکند. پادشاه عصبانی شده و از خرید باغ صرف نظر می کند. زن پادشاه که فردی مکار و حیله گر است به شاه می گوید حال که او تو را به عدالت خواند کاری می کنیم که همین عدالت باعث مرگ او شود. او نقشه می ریزد که یکی از ثروتمندان شهادت بدهد که باغدار از آن ثروتمند دزدی کرده است و و به همین بهانه بتوانند باغدار را بکشند. نقشه اجرایی می شود و باغدار در ملا عام اعدام می شود در حالی که بی گناه بود و باغ هم توسط پادشاه تصاحب می شود. زن باغدار به حضرت ادریس شکایت می کند که آن ها به ناحق شوهرم را کشته و باغ را تصاحب کردند. حضرت ادریس نزد پادشاه می رود و به او هشدار می‌دهد که اگر باغ را به زن باغدار پس ندهد و به ظلم و ستم اش را ادامه دهد آن شهر دچار عذاب خواهد شد. آنها به این هشدار توجه نمی کنند و زن پادشاه نقشه قتل حضرت ادریس را میکشد. حضرت ادریس توسط جبرئیل از ماجرا باخبر شده و از محل زندگی فرار می کند. عذاب خدا نازل می شود و هفت سال در آن شهر قحطی و بی بارانی به وقوع می پیوندد. پادشاه و زنش میمیرند و مردم شهر هم منتظر مرگ هستند تا اینکه زن باغدار در میدان شهر به مردم می گوید که این جزای ظلم و ستم شما و جسارت شماست به پیامبر خداست و اگر می‌خواهید عذاب بر طرف شود توبه کنید و دعا کنید که پیامبر خدا به میان شما باز گردد. خداوند توبه آنها را قبول میکند و حضرت ادریس را به میان آنها باز می گرداند و زن باغدار هم از ظلم آنها میگذرد و دسته جمعی دعا می کنند که باران بیاید و باران می آید و دوره قحطی تمام می شود. در آخر هم حضرت ادریس برای گامائیل دعا می کند که بخشیده شود و گامائیل دوباره به آسمان باز می گردد.

منبع

بیشتر
کمتر