پایان اسپایدرمن

انیمیشن پایان اسپایدرمن end spiderman

قواعد دنیای تخیلی با دنیای حقیقی بسیار متفاوت است.

کارگردان: Vincent Edwards
نویسنده: Marsha F. GriffinE , Rick Suvalle
تهیه کننده: David McGrath , Stan Lee
سال تولید: 2013
نوع: سینمایی
مدت زمان: 1 ساعت و 9 دقیقه
گونه و ژانر:

داستان کامل انیمیشن

داستان اول(که شامل دو بخش اول میباشد):پسری به نام مکس دیلن توسط چندتا از هم دانشگاهی هایش به صورت ناشناس مورد اذیت قرار میگیرد که مرد عنکبوتی او را از مخمصه ای که در آن گیر افتاده بود نجات میدهد،بعد از آن مکس به علت احساس تنهایی که داشت به سمت ارتباط گیری با گروهی از هم دانشگاهی هایش میرود که گروهی خلافکار هستند و سردسته آنها داگرایسمن نام دارد و از قضا این گروه همان کسانی بودند که چندی پیش اورا مورد آزار قرار داده بودند ولی مکس این را نمیدانست،پیتر سعی میکند او را از تصمیمش منصرف کند اما بی فایده است،داگرایس به ظاهر او را میپذیرد و به او میگوید در مهمانی شب شرکت کند،مکس به مهمانی میرود ولی در آنجا هم مورد اذیت و آزار آنها قرار میگیرد و با عصبانیت و ناراحتی از آنجا خارج میشود،همینطور که در خیابان پرسه میزند چشمش به بخشی از یک تابلو بزرگ بالای یک ساختمان می افتد که نام خودش نوشته شده،به بالای ساختمان میرود،از شدت ناراحتی که دارد و اینکه از خودش بدش می آید یک شیء را برداشته و به سمت تابلو پرتاب میکند،با شکسته شدن آن جریان برق و گاز موجود در لامپ مکس را میگیرد و او تبدیل به مردی برقی با قدرت فوق العاده میشود،او به مهمانی برمیگردد و داگرایس را به خاطر بلایی که سرش آورده بود با برق میکشد و شروع به آزار بقیه میکند،مرد عنکبوتی از راه میرسد و پس از درگیری هایی موقتا قائله ختم میشود،مکس که احساس تنهایی میکند قصد دارد همکلاسی خود که دختری به نام سالی است را به شکل خود درآورد تا او را در کنار خود داشته باشد درحالیکه سالی چنین چیزی را نمیخواهد،مکس برای این کار ابتدا سعی میکند آزمایشی را روی استاد دانشگاه خود خانم ویلیامز انجام دهد که ببیند فرآیند تبدیل شدن به موجودی برقی چطور موفقیت آمیز است تا بعد سالی را تبدیل کند که البته مرد عنکبوتی از راه میرسد و آزمایشش نیمه کاره میماند،پس از آن او سالی را از منزل خود ربوده و در یک کارخانه در حال تبدیل اوست که مردعنکبوتی متوجه شده و خود را میرساند،سالی را نجات داده و مکس که تبدیل به موجودی خطرناک شده را از بین میبرد. داستان دوم:شهردار نیویورک مهمانی از اتحادیه اروپا دارد که قرار است در کارها با او همکاری کند و نشستی برای معرفی او برگزار کرده است،پیتر به عنوان عکاس و فیلمبردار یک خبرگذاری در آنجا حضور دارد.در همین زمان افرادی(که سردسته آنها زنی به نام سیلور سیبل با لقب سمورنقره ای است و آدم کش سرشناس شرق اروپاست)قصد ترور مهمان شهردار را دارند،پیتر با حس ششم خود متوجه قضیه میشود و سریع به کوچه ای خلوت رفته و لباس عنکبوتی را میپوشد و برای نجات شهردار و مهمانش اقدام میکند و آنها را نجات میدهد.در یکی از لحظات فیلمبرداری،دوربین پیتر در زاویه ای قرار گرفت که سمور نقره ای هم که بالای ساختمانی بودند در آن گرفته شده بود،برای همین سمورنقره ای پس از آن ترور ناموفق به دنبال پیدا کردن پیتر و از بین بردن فیلم گرفته شده بود تا شناسایی نشود. پس از این سمور نقره ای تحت عنوان مشاور و ملازم شهردار سعی میکند خود را به او نزدیک کند تا بتواند مهمان شهردار(که نامش ترمین و یک جنایتکار است اما کسی نمیداند)را بکشد،و همزمان افرادی را نیز مامور میکند تا پیتر را پیدا کنند و فیلم را از بین ببرند،اما مرد عنکبوتی از نقشه او با خبر و باز هم مانع میشود و در یک درگیری سمور نقره ای داخل رود غرق میشود و مهمان شهردار هم که انسانی خلافکار بوده شناسایی میشود. داستان سوم:یک خواهر و برادر که قدرت خاصی دارند با شخصی به نام کریون دشمنی دارند،چراکه او پدر آنها را کشته و حالا این دو قصد انتقام از او را دارند،برای دستیابی به این خواسته شان مری جین دوست پیتر یعنی مردعنکبوتی را گروگان میگیرند و مردعنکبوتی را تهدید میکنند که اگر کریون را نکشی مری را میکشیم،مرد عنکبوتی در درگیری با کریون درگیر میشود اما از کشتن او منصرف میشود و به دنبال آن دونفر و نجات مری میرود،همکار او ایندی هم برای اینکه اخبار مربوط به مرد عنکبوتی را منعکس کند او را دنبال میکند،مردعنکبوتی در آن درگیری مری را نجات میدهد و پس از آن بالای پشت بام با آن دو که قصد فرار داشتند درگیر میشود،اما در این درگیری به خاطر قدرت خاص آندو نفر مردعنکبوتی به اشتباه می افتد و همکارش ایندی را از بالای پشت بام به پایین پرتاب میکند و او به کما میرود. پس از آن مردعنکبوتی به عنوان یک چهره ی بد در جامعه شناخته میشود و خبرگذاری ها از او به بدی نام میبرند،درنهایت مردعنکبوتی پس از آنکه آن دو را از بین میبرد،به علت اتفاقی که افتاد و اشتباهی که کرد لباسهای عنکبوتی خود را در چمدانی گذاشته و آنرا داخل رود می اندازد.

منبع

بیشتر
کمتر