ویلوبی ها

انیمیشن ویلوبی ها The Willoughbys

والدین تیم بچه هایشان را مزاحم هایی بی مصرف می بینند و به آنها بی توجهند. بچه ها هم تصمیم میگیرند خوشان را یتیم کنند...

کارگردان: Kris Pearn
نویسنده: Mark Stanleigh , Kris Pearn
تهیه کننده: Luke Carroll , Brenda Gilbert
سال تولید: 2020
نوع: سینمایی
مدت زمان: 1 ساعت و 32 دقیقه
گونه و ژانر:

داستان کامل انیمیشن

یک گربه آبی تیره داستان ولوبی ها را روایت می کند ، که زمانی خانواده ای مغرور و خلاق محسوب می شدند ، پر از بزرگترین مردان و زنان برای نسل های مختلف. با این حال آقای (والتر) و خانم (هلگا) ویلوبی امروزی بیش از حد عاشق یکدیگر هستند و نمی توانند از چهار فرزند خود مراقبت کنند ، چه آنها را نادیده بگیرند و چه آنها را بدرفتاری کنند. تیم (با صداپیشگی ویل فورته) ، بزرگترین این چهار نفر ، اساساً خودش و خواهر و برادرانش را به تنهایی بزرگ می کند ، اما بیشتر مجازات اعمال خود را متحمل می شود ، عمدتا با پرتاب شدن در سطل زغال سنگ به عنوان نوعی مجازات برای عمده ترین تخلفات جین (با صدای آلسیا کارا) ، کودک میانی ، صریح ترین گروه است و بیشتر اوقات توسط والدین ساکت می شود. دوقلوهایی که هر دو به نام بارنابی (با صداگذاری هر دو توسط Sean Cullen) کوچکترین و باهوش ترین آنها هستند ، به دلیل نداشتن فردیت از یکدیگر ، “خزنده” هستند.

جین پس از کشف یک کودک یتیم ، او را در آنجا می برد. وقتی او در اتاق نشیمن ویران شد ، والدین Willoughby هر پنج کودک را از خانه بیرون انداختند و بازگشت به بچه هایشان را ممنوع کردند مگر اینکه خلاص شوند. تیم جین را مقصر این امر می داند اما جین به او می گوید که می داند کجا می توانند خانه ای مناسب پیدا کنند. آنها نوزادی را که تیم او “روت” نامیده است ، در آستانه کارخانه آب نبات فرمانده ملانوف (با صدای تری کروز) در انتهای رنگین کمان رها می کنند. خواهران و برادران که قبلاً هرگز در خارج از خانه نبوده اند ، معتقدند که کارخانه آبنبات خانه عالی است و در راه بازگشت به خانه ، با خلاص شدن از شر پدر و مادر بد دهن خود ، برنامه ای برای بهبود زندگی خود را شروع می کنند و این کار را با ایجاد “تعطیلات رویایی” انجام می دهند. ”بروشور برای والدین آنها ، پر از مکانهایی که احتمالاً والدین آنها را می کشد یا آنها را به شدت معیوب می کند ، و به همین ترتیب ، کودکان Willoughby خود را یتیم می کنند.

والدین بلافاصله آنجا را ترک می کنند ، و خواهران و برادران هیچ اطلاعی از نحوه گرم کردن خانه یا تهیه غذای خود ندارند. خوشبختانه به نظر می رسد به زودی “پرستار بچه ارزان” (با صدای مایا رودلف) که والدین آنها استخدام کرده اند از آنها مراقبت می کند. جین بلافاصله با او گرم می شود ، و بارنبی ها به دنبال او می روند ، در حالی که تیم نسبت به او بی اعتماد است. او از خوردن جو دوسر او امتناع می کند که علی رغم اینکه روزها قبل از ورود او چیزی نخورده است ، و کمی بعد به دلیل رفتار ناپسند او (به طور اتفاقی جو دو سر او را به سمت او پرتاب می کند زیرا مشت های خود را به میز می زند) ، پرستار بچه سعی می کند تیم را در یک زمان قرار دهد به عنوان مجازات ، اما به زودی شروع به یادگیری بی توجهی و سو abuse استفاده در حق کودکان می کند و وقتی بچه روت را می فهمد با بچه های درگیر به کارخانه ملانوف می رود. پس از نجات روت از خط مونتاژ ، پرستار بچه و ملانوف به او مقداری جو دوسر می دهند. ملانوف توضیح داد که او قصد داشت روت را پس از ورود به بخش خدمات یتیم بسپارد ، اما خیلی زود به او وابسته شد ، تا آنجا که نانی راحت شد و او نیاز به توجه زیادی دارد. این باعث می شود پرستار بچه متوجه شود که روت در خانه در کارخانه ایمن خواهد بود.

در همین حال ، والدین Willoughby به طریقی از بلایایی که توسط فرزندانشان برای آنها برنامه ریزی شده بود جان سالم به در بردند ، اما شکست خورده اند. آنها که از بازگشت به خانه و متعاقباً فرزندانشان وحشت دارند ، تصمیم می گیرند خانه قدیمی ویلوبی را به نفع ادامه ماجراهای خود به فروش برسانند. آنها پرستار بچه ها را از عملکرد خود مطلع می کنند و از او می خواهند بفهمد که با بچه ها خودش چه کار کند.

تیم که هنوز به پرستار بچه اعتماد چندانی ندارد ، پس از خواندن متن و شنیدن پیام صوتی پدرش هنگام بازگشت به خانه ویلوبی ، تلفن همراه او را می دزد تا بفهمد که در چه کاری قرار دارد. او از فروش مطلع شد و با کمک خواهر و برادرش موفق شد روز بعد همه خریداران بالقوه را بترساند. پرستار بچه “خانواده کامل” را می ترساند و می گوید وظیفه او این است که اول بچه ها را نگه دارد ، خواسته والدین را دوم نگه دارد و در آخر اعتماد تیم را جلب می کند. با این حال ، قبل از ورود خریداران احتمالی ، تیم با Orphan Services تماس گرفت و معتقد بود که نانی قصد بدی از آنچه در تلفنش پیدا کرده داشته است. یتیم خدمات می رسند و تماس تیم را فاش می کنند ، و باعث می شود پرستار بچه (به عنوان لیندا ، یتیمی که هرگز خانه دوست داشتنی پیدا نکرد) اعتماد خود را نسبت به کودکان از دست بدهد و باعث شود او با اشک ترک کند.

دلش از رفتن لیندا دل شکسته و عصبانیت تیم را برای رانده شدنش ، عصبانی کرد او را بخاطر سرسختی و اقدامات خودخواهانه خود درست قبل از اینکه بچه های ویلوبی جدا شوند و برای جدا کردن خانه های نگهداری کنند. بارنبی ها به خانه ای مدرن برده می شوند و در آنجا دیگر اختراع نمی كنند و به اینترنت و فن آوری مدرن مبتلا می شوند. جین به خانه ای عاشق موسیقی در عصر جدید اعزام می شود ، اما به دلیل ضرر و زیانش برای شرکت در فعالیت های آنها بیش از حد دلگیر است. در همین حال ، تیم بارها و بارها از خانواده های خیرخواه خود فرار می کند و سرانجام پس از مشاهده فروش و تخریب خانه Willoughby در آخرین تلاش خود ، در یک سلول در مقر خدمات Orphan قرار می گیرد. لیندا ، پس از اینکه گربه هنگام آوردن کلاه ایمنی تیم به شهر با اتوبوس ، مداخله می کند ، تشویق می شود که برای بچه ها برگردد. لیندا خود را به عنوان یک لباس مبدل می کند
سرایدار به نام “فیل” برای بازیابی تیم دزدکی وارد ستاد خدمات یتیم شد ، که در ابتدا به دلیل گناهکاری که به دلیل سو driven تفاهم وی در مورد رانده شدن وی و از هم پاشیدن خانواده اش ، از کمک پرستار بچه امتناع می ورزد. لیندا اما با کمی عشق می تواند او را از افسردگی خارج کند و به او بگوید خواهر و برادرش به او احتیاج دارند و کلاه ایمنی خود را پس می دهد. آنها از مقر خارج می شوند و خواهر و برادرهای ویلوبی را دوباره به هم می رسانند و تیم با جین آشتی می کند.

با این حال ، همه به زودی متوجه می شوند که تنها راهی که Willoughbys می تواند خدمات Orphan را از پشت خود بگیرد این است که والدین خود را داشته باشند. با کمک لیندا ، روت و ملانوف ، Willoughbys برای نجات آنها از “آلپ غیرقابل قبول” در مقصد نهایی خود ، Sveetserlünd (تقلید مسخره آمیز از سوئیس.) ، یک راهنمای مستقیم ایجاد می کند. ، روت و ملانوف. وقتی به مقصد می رسند ، دنباله ای از نخ مادرشان را به بالای کوه می رسانند ، جایی که پدر و مادرشان را تقریباً منجمد می بینند. خواهر و برادرها و گربه آنها را نجات می دهند ، اعتراف می کنند که آنها را فرستاده اند اما امیدوارند که به عنوان یک خانواده دوباره به هم برسند. خواهر و برادرها از پدر و مادر خود التماس می کنند که با آنها به خانه برگردند تا بتوانند به خانواده بودن ادامه دهند. در ابتدا به نظر می رسد والدین به راههای بیرحمانه و غفلت آمیز خود پی برده اند و از یکدیگر می پرسند که آیا واقعاً باید تغییر کنند و در واقع مراقبت از فرزندان خود را شروع کنند. با این حال ، آنها سپس نشان می دهند که آنها هنوز هم به همان اندازه خودخواهانه هستند و می توانند سرقت کنند ، بچه ها را یک بار دیگر رها کنند. آنها نمی دانند که چگونه آن را هدایت کنند و آن را به قله پایین کوه سوار کنند ، در نتیجه آن ظاهر می شود و در نهایت به اقیانوس سقوط می کند.

کودکان Willoughby در بالای کوه های آلپ غیر قابل صعود نیز شروع به یخ زدن می کنند و راهی برای پایین آمدن ندارند. وقتی جین برای آنها آواز می خواند ، خواهر و برادرها آماده می شوند تا در برابر سرما تسلیم شوند. خوشبختانه ، روت ، ملانوف و پرستار بچه ها آنها را قبل از اینکه یخ بزنند ، پیدا می کنند و آنها را دنبال کرده اند. Willoughbys که اکنون رسماً یتیم است ، توسط لیندا و ملانوف پذیرفته می شود و زندگی بسیار شادتری را در کارخانه آبنبات ملانوف با آنها ، روت و گربه زندگی می کند.

در همین حال ، نشان داده شده است که آقای و خانم ولوبی از سقوط مستقیم جان سالم به در برده اند و در دریا شناور هستند. احتمالاً این دو توسط کوسه بلعیده شده و کشته می شوند. در صحنه ای پس از تیتراژ ، گربه دیده می شود که خودش را لیس می زند تا اینکه متوجه مخاطب می شود.

بیشتر
کمتر