منجمد (فروزن)

انیمیشن منجمد (فروزن) Frozen

عشق حقیقی، گرمابخش و شادی‌آفرین است.

کارگردان: Chris Buck , Jennifer Lee
نویسنده: Jennifer Lee , Hans Christian Andersen
تهیه کننده: Peter Del Vecho
سال تولید: 2013
نوع: سینمایی
مدت زمان: 1 ساعت و 42 دقیقه
گونه و ژانر:

ویدئوها

تیزر

داستان کامل انیمیشن

پرنسس السا از آرندل دارای قدرت جادویی است که به او امکان کنترل و ایجاد یخ و برف را می دهد ، و اغلب از آنها برای بازی با خواهر کوچکترش آنا استفاده می کند. پس از آنکه السا به طور اتفاقی با جادوی خود آنا را مجروح کرد ، والدین آنها ، پادشاه و ملکه ، هر دو خواهر و برادر را به کلنی از ترول ها به رهبری گراند پابی می برند. او آنا را شفا می دهد اما خاطراتش را تغییر می دهد تا او جادوی السا را ​​فراموش کند. گراند پابی به السا هشدار می دهد که باید یاد بگیرد قدرت خود را کنترل کند و ترس بزرگترین دشمن او خواهد بود. پادشاه و ملکه هر دو خواهر را در داخل قلعه منزوی می کنند و دروازه های قلعه را به روی رعایا می بندند. السا برای محافظت از خواهرش در برابر قدرتهای غیرقابل پیش بینی روزافزونش ، هرگونه تماس با آنا را قطع کرده و شکافی بین آنها ایجاد می کند. هنگامی که خواهران بزرگسال باشند ، والدین آنها در هنگام طوفان در دریا کشته می شوند.

پس از تولد 21 سالگی ، السا قرار است تاج ملکه آرندل شود. او می ترسد که شهروندان پادشاهی از قدرت او مطلع شوند و از او بترسند. دروازه های قلعه برای اولین بار پس از سالها برای بازدید عموم و بازدید از شخصیت های برجسته باز است. در میان آنها می توان به دوك وسلتون و پرنس هانس از جزایر جنوبی اشاره كرد كه آنا در نگاه اول عاشق او می شود. تاجگذاری السا بدون هیچ حادثه ای اتفاق می افتد ، اما او از آنا فاصله دارد. آنا و هانس در جشن های تاج گذاری رابطه عاشقانه ای برقرار می کنند و او به طرز سرعتی از او خواستگاری می کند ، اما السا وقتی خواستار برکت او می شوند مخالفت می کند. آنا که صدمه دیده و گیج شده است ، اعتراض می کند و از الزا التماس می کند تا ترس و انزوا را توضیح دهد. فشار عاطفی باعث می شود السا به طور تصادفی قدرت خود را در برابر دادگاه آزاد کند. السا که توسط یک دوک به عنوان یک هیولا شناخته می شود ، به کوه شمالی می گریزد ، و در نهایت به قدرت خود اعتراف می کند ، و یک قصر یخ برای زندگی یک زندگی زاهدی بنا می کند. در این روند ، جادوی او ناخواسته آرندل را در زمستانی ابدی فرو می برد.

آنا تلاش می کند تا السا را ​​پیدا کند و زمستان را به پایان برساند و فرماندهی هانس را بر عهده دارد. او گم می شود ، وسایل را در فروشگاه Wandering Oaken جمع می کند. او با یك آدم یخی به نام كریستف و گوزن شمالی اش ، اسون ، ملاقات می كند و آنها را متقاعد می كند تا او را به كوه ببرند. حمله توسط گرگها منجر به تخریب سورتمه کریستف می شود. هنگامی که اسب آنا بدون او به آرندل بازگشت ، هانس عازم می شود تا آنا و السا را ​​با همراهی مأموران دوک که دستورات مخفیانه ای برای کشتن السا دارند ، پیدا کند. آنا که به کاخ یخ می رسد ، با السا ملاقات می کند. وقتی آنا فهمید که چه اتفاقی برای آرندل افتاده است ، السا وحشت زده اعتراف می کند که نمی داند چگونه جادوی خود را لغو کند. ترس او باعث می شود که قدرت های او بار دیگر خود را نشان دهد و به طور تصادفی قلب آنا را یخ زده و او را به شدت مجروح کرد. با ناامیدی برای حفظ امنیت آنا ، السا هیولای برفی عظیمی به نام Marshmallow ایجاد می کند که آنا و کریستف را بدرقه می کند. کریستف با درک تأثیرات طلسم السا بر آنا ، او را به ترول ها ، خانواده خوانده اش می برد. گراند پابی نشان می دهد که آنا کاملاً یخ می زند مگر اینکه “یک عمل عاشقانه واقعی” طلسم را برگرداند.

کریستف آنا را به خانه خود مسابقه می دهد تا هانس بتواند بوسه عشق واقعی خود را ببوسد. هانس و افرادش به کاخ السا می رسند. شکست دادن مارشمالو (که در یک حفره سقوط می کند) و تسخیر السا. آنا به هانس تحویل داده می شود ، اما به جای اینکه او را ببوسد ، هانس نشان می دهد که او با حذف هر دو خواهر در واقع قصد تصاحب تاج و تخت آرندل را داشته است. هانس آنا را در اتاق حبس می کند تا بمیرد و سپس بزرگان را دستکاری می کند تا باور کند که السا او را کشته است ، اما نه قبل از ازدواج آنها. او دستور اعدام ملکه را صادر می کند ، فقط برای کشف اینکه وی از سلول بازداشت خود فرار کرده است. آنا توسط اولاف ، همدم آدم برفی صحبت می کند ، و آنها در کولاک بیرون برای ملاقات کریستف ، که اولاف نشان داده است عاشق او است ، آزاد می شوند. هانس در بیرون با السا روبرو می شود و ادعا می کند که آنا را کشته است و باعث شکسته شدن السا و توقف ناگهانی طوفان می شود. آنا هانس را در شرف کشتن السا دانست. او جهش می کند و جامد می شود و جلوی هانس را می گیرد. ویران شده ، السا خواهر خود را که در حال ذوب شدن است ، در آغوش می گیرد و عزاداری می کند ، و قهرمانانه او “عملی از عشق واقعی” است.

السا با درک اینکه عشق رمز کنترل جادوی اوست ، زمستان را تمام می کند. هانس به دلیل خیانت و اقدام به ترور دستگیر و از پادشاهی تبعید می شود ، در حالی که روابط تجاری دوک با آرندل قطع شده است. آنا یک سورتمه جدید به کریستف می دهد و آن دو بوسه می زنند. خواهران دوباره به هم می پیوندند و السا قول می دهد که دیگر هرگز دروازه های قلعه را قفل نمی کند.

در صحنه ای پس از تیتراژ ، مارشمالو پس از زنده ماندن در سقوط ، تاج دور ریخته شده السا را ​​پیدا کرده و آن را بالای سر خود قرار می دهد.

بیشتر
کمتر