ملکه برفی

انیمیشن ملکه برفی Snow Queen

با قلبی سرشار از عشق و محبت می توان بر پلیدی ها غلبه کرد...

کارگردان: Vladlen Barbe , Maxim Sveshnikov
نویسنده: Hans Christian Andersen , Maxim Sveshnikov , Vadim Sveshnikov , Vladlen Barbe
تهیه کننده: Timur Bekmambetov , Alexander Ligaiy , Yuri Moskvin , Sergey Rappoport
سال تولید: 2012
نوع: سینمایی
مدت زمان: 1 ساعت و 20 دقیقه
گونه و ژانر:

ویدئوها

تیزر

داستان کامل انیمیشن

ملکه ی برفی که زنی خودخواه و ستمگر است از هنرمندان بیزار است چرا که آنها امید را در دلهای مردم زنده می کنند. به همین خاطر هنرمندان را می کشد. استاد ویگارد هنرمند نقاشی است که آینه های جادویی می سازد که حقیقت وجود افراد را نشان می دهد. او دو فرزند به نام های گردا و کای دارد. وقتی ملکه برفی از وجود او مطلع می شود، باد شمالی را مامور کشتن او می کند. باد استاد ویگارد و همسرش را می کشد اما چون یکی از آینه های ساخته دست استاد در کنار گردا و برادرش است، باد شمالی موفق به کشتن آنها نمی شود اما آنها یکدیگر را گم می کنند. گردا و کای در یتیم خانه ای بزرگ می شوند و بعد از سالها همدیگر را می بینند اما نمی شناسند. وقتی آینه ی ملکه برفی او را از وجود پسر استاد ویگارد که هنرمند و خوش قلب است باخبر می کند، او دیوی به نام ارم را مامور آوردن کای می کند. ارم کای را پیدا می کند و در این میان گردا و کای هم می فهمند که خواهر و برادرند. ارم کای را به وسیله باد شمالی به قصر می فرستد اما موفق نمی شود همراه او برود. گردا ارم را مجبور می کند که او را به قصر ملکه ببرد. ارم هم برای رساندن او به دست ملکه و گرفتن پاداش راضی می شود گردا را به قصر ببرد. آنها بعد از ماجراهای زیاد و برخورد با جادوگر باغدار و دزدان دریایی راهی قصر می شوند. نزدیک قصر جادوگری زندگی می کند که داستان کودکی ملکه برفی و راه شکست او را برای گردا می گوید. ملکه برفی دختری به نام ایرما بوده که قدرت های خارق العاده داشته. عده ای به ایرما حسودی کرده و از او دوری کردند. ایرما هم کینه آنها را به دل گرفت و آرزو کرد هرکس او را دوست ندارد یخ بزند. آرزوی او برآورده شد و خودش هم شد ملکه برفی. گردا و دیو به قصر رفتند و دیو که از خدمت به ملکه خسته شده و مجذوب محبت های گردا شده بود، برای شکست ملکه به گردا کمک کرد. وقتی گردا آینه را جلوی ملکه گرفت او به ایرما تبدیل شد، گردا او را در آغوش گرفت و ایرما به همان کودک مهربان قبل بدل شد. ملکه کای را کشته بود اما ایرما با دست گذاشتن روی سینه ی کای او را زنده کرد و کای و گردا یکدیگر را پیدا کردند.

منبع

بیشتر
کمتر