انیمیشن ملاقات با خانواده رابینسون

انیمیشن ملاقات با خانواده رابینسون
Meet the Robinsons

لوئیس که پسری با استعداد است، تصمیم می گیرد با ساختن یک دستگاه، مادرش را که در کودکی او را رها کرده به یاد بیاورد و پیدا کند. اما آشنایی او با پسری عجیب، مسیر او را تغییر می دهد...

کارگردان: Stephen J. Anderson
نویسنده: Jon Bernstein
تهیه کننده: bill borden , Dorothy McKim
سال تولید: 2007
نوع: سینمایی
مدت زمان: 1 ساعت و 34 دقیقه

ویدئوها

تیزر

داستان کامل انیمیشن

لوئیس یک مخترع 12 ساله مشتاق است که در یک پرورشگاه بزرگ شده است و اختراعات او باعث ترس والدین بالقوه شده است. او تمام شب روی دستگاهی کار می کند تا حافظه خود را اسکن کند تا مادر متولدش را پیدا کند ، وقتی که کودک بود او را در پرورشگاه رها کرد. در حالی که اسکنر را به نمایشگاه علوم مدرسه اش می برد ، لوییس با ویلبر رابینسون 13 ساله ، پسری مرموز که ادعا می کند پلیس زمان از آینده است ، ملاقات می کند. ویلبر نیاز به بازیابی یک ماشین زمانی دارد که مردی که کلاه بولدر سرقت کرده است. لوئیس سعی دارد اسکنر را نشان دهد ، اما توسط Bowler Hat Guy خرابکاری شده و از هم پاشیده و نمایشگاه علوم را به هرج و مرج کشانده است. لوئیس در حالی که گاو کلاه بولر با کمک یک کلاه بولینگ رباتیک به نام دوریس اسکنر را تعمیر و سرقت می کند ، آنجا را ترک می کند.

ویلبور در پرورشگاه با لوئیس ملاقات می کند و از او می خواهد اسکنر را تعمیر کند. لوئیس تنها در صورتی موافقت می کند که ویلبر بتواند ثابت کند که حقیقت را می گوید ، کاری که ویلبر با بردن آنها در ماشین زمان دوم به سال 2037 انجام می دهد که از نظر فنی بسیار پیشرفته است. وقتی آنها می رسند ، لوئیس متوجه می شود که می تواند به راحتی از ماشین زمان برای ملاقات مادرش استفاده کند. استدلال حاصل شده باعث خراب شدن آنها می شود. ویلبور از لوییس می خواهد ماشین زمان را درست کند و لوئیس با این شرط موافقت می کند که پس از آن ویلبور او را به ملاقات مادرش ببرد. با بی میلی ، ویلبور موافقت می کند و لوئیس را در گاراژ پنهان می کند. لوئیس به طور تصادفی ترک می کند و در نهایت با بقیه خانواده رابینسون ملاقات می کند به جز کورنلیوس ، پدر ویلبر و خالق اصلی بیشتر اختراعات که در یک سفر کاری دور است. گای بولر و دوریس که لوییس را دنبال کرده بودند ، سعی در ربودن وی داشتند ، اما رابینسون آنها را کتک زد. رابینسون ها پیشنهاد می کنند لوئیس را به فرزندی قبول کنند ، اما وقتی می فهمند او از گذشته است نظر خود را تغییر می دهند. ویلبور اعتراف کرد که به لوئیس دروغ گفته است که او را برای دیدن مادرش برگردانده و باعث انزجار لوئیس شده است.

Bowler Hat Guy و Doris به لوییس نزدیک می شوند و پیشنهاد می کنند اگر اسکنر حافظه را برطرف کرد او را نزد مادرش ببرند. با این کار ، آنها لوئیس را به گروگان می گیرند. گای بولر کلاه نشان می دهد که کورنلیوس رابینسون ، در واقع خود آینده لوئیس است و او خود نسخه بزرگ شده هم اتاقی لوئیس ، مایکل “گوب” یاگوبیان است. از آنجا که کار لوئیس روی اسکنر او را بیدار نگه داشته بود ، گوب در طی یک بازی مهم لیگ کوچک به خواب رفت و نتوانست یک موفقیت مهم را که هزینه بازی را در پی داشت ، بدست آورد. گوب در نتیجه چنان تلخ شد که هرگز به فرزندی پذیرفته نشد و مدتها پس از بسته شدن در یتیم خانه ماند. دوریس “DOR-15” است ، یکی از اختراعات شکست خورده و متروکه لوئیس. آنها هر دو لوئیس را به خاطر بدشانسی هایشان سرزنش کردند و تصمیم گرفتند زندگی خود را با سرقت اسکنر حافظه و ادعای اعتبار گوب برای گوب ، که پس از آن تولید Doris به تولید انبوه برسد ، نابود کنند. لوئیس را که پشت سر بگذارند ، با اسکنر بلند می شوند. با این حال ، مشخص شده است که دوریس همه را فریب داده و با تغییر گذشته ، گوب به کلاههای دوریس تولید انبوه این اجازه را داده است که بشریت را به بردگی بکشند و آینده پسابرجام را ارائه دهند. لوئیس ماشین زمان دوم را تعمیر می کند ، در گذشته با دوریس روبرو می شود و او را وعده می دهد که هرگز او را اختراع نمی کند و آینده را به خود آرمانشهر خود باز می گرداند. پس از ترغیب لوئیس ، ویلبور سعی می کند از گوب بزرگسال بخواهد به خانواده بپیوندد ، اما او ظاهراً شرمنده از آنچه انجام داده فرار می کند.

در زمان ویلبور ، سرانجام لوئیس با کورنلیوس رو در رو ملاقات می کند. کرنلیوس توضیح می دهد که چگونه اسکنر حافظه کار موفقیت آمیز خود را آغاز کرده و لوئیس را ترغیب می کند که به نمایشگاه علوم برگردد. ویلبور لوئیس را پس می گیرد ، اما اول متوقف می شود: همانطور که قول داده بود ، او لوئیس را به لحظه ای برمی گرداند که مادرش او را رها کرد. گرچه لوئیس به مادرش نزدیک می شود ، اما در نهایت متوجه می شود که با ویلبور و دیگران خانواده ای برقرار خواهد کرد و با او تعامل نمی کند.

ویلبر در زمان خودش لوئیس را رها می کند و می رود. لوئیس به نمایشگاه می رود ، اما در همان لحظه Goob را بیدار می کند تا او موفق شود که برنده شود ، در نتیجه از راه های شرورانه او جلوگیری می کند. به نمایشگاه برگشته ، لوئیس برای نشان دادن اسکنر خود یک فرصت دیگر می خواهد که این بار موفق می شود. او توسط لوسیل ، یکی از قضات عادلانه علوم ، و همسرش بود ، که او را “کورنلیوس” لقب می دهد و او را به خانه می برد ، به فرزندی قبول می کند.

بیشتر
کمتر