مادلین

انیمیشن مادلین Madeline: My Fair Madeline

مادلین را بعد از فاجعه هایی که در متوقف کردن دزدان لوور به وجود می آورد، به لندن می فرستند تا مدرسه اش را تمام کند. در لندن، مادلین با یادگیری اصول و اتیکت سر و کله میزند که ناگهان دزدان موزه لوور را در حال گشت و گذار در برج جواهر می بیند.

کارگردان: Stan Phillips
نویسنده: Phil Harnage , Shelley Zellman
تهیه کننده: Michael Maliani , Robby London , Saul Cooper , Pancho Kohner
سال تولید: 2002
نوع: سریال
مدت زمان: 22 دقیقه
گونه و ژانر:

داستان کامل انیمیشن

همه ی بچه ها مسواک می زنند. مادلین و 11 دختر دیگر از اینکه به مهمانی دعوت شده اند خوشحال هستند. او از دیدن تابلوی موجود در موزه لوپ که بنظرش قشنگ ترین نقاشی دنیا است شادمان شد. همچنین او از اینکه ماکسیمای میخواهد تابلوی موزه را قیچی بزند و بدزدد ترسید. نگهبان موزه از اینکه مادلین یک پرده در موزه را نابود کرد عصبانی می شود. مادلین از اینکه ماکسیمای میخواهد تابلو را قیچی کند ناراحت می شود. او به سمت ماکسیمای گلدان پرت می کند. او برای نجات تابلو بسیار تلاش می کند. او با فرار از دست نگهبان ها سبب بی نظمی در موزه لوپ می شود. همه ی افراد در رستوران از ریختن غذا روی لباس هایشان و هم چنین بهم ریختن همه چیز غمگین می شوند. مادلین از کار اشتباه خود جلوی جمع عذرخواهی می کند. خانم کلور از مصیبتی که مادلین درست کرده است عصبانی می شود. مادلین از حرف های لوردکوکوفیس که به او گفت تصمیم گرفته است او از اینجا به دلیل اینکه تربیت و آداب معاشرت ندارد برود ناراحت شد. دوستان مادلین از اینکه لوردکوکوفیس می خواهد مادلین را به مدرسه عالی تربیت ببرد ناراحت می شوند و می گویند او بی تربیت نیست. آن ها به مادلین قول می دهند که در پیدا کردن دزدان موزه همکاری داشته باشند. دوستان مادلین به او می گویند که او را دوست دارند. خانم هگزباتون در مقابل رفتار اشتباه مادلین از اینکه چای را روی زمین ریخت عصبانی نشد و صبر و بردباری ورزید. دوستان جدید مادلین در لندن به او خوش آمدگویی کردند. ایما در هنگام ادای احترام مادلین زیر پای او را می زند و او را می اندازد. خانم هگزباتون از اینکه مادلین نمی تواند تعظیم کند عصبانی می شود. مادلین از اینکه نمی تواند در کلاس درس کلمات را درست ادا کند عصبانی می شود. در مدرسه عالی تربیت به مادلین نحوه ی درست نشستن، غذاخوردن، رفتار درست، صاف راه رفتن و جیغ نکشیدن را آموزش می دهند. دوستان مادلین از اینکه متوجه شدند قیچی که در موزه پیدا کردند گوشت و پوست را میبرد ترسیدند. مادلین می گوید که میان یک مشت دیوانه افتاده است. ایما به مادلین می گوید که اصالت و تربیت ندارد. مادلین به ایما می گوید خیلی نفرت انگیز است. ایما به دروغ به خانم هگزباتون می گوید مادلین به او حمله کرده است. مادلین از اینکه چه بلایی سرش می آید ناراحت است. دوست مادلین از دیدن سوسک وحشت می کند. دوستان مادلین برای پیدا کردن سرنخ دزدان موزه لوپ با یکدیگر همکاری می کنند. مادلین از اینکه کسی حقیقت او را نمی پذیرد ناراحت است. او به کمک لوازم آرایشی خود را به شکل فردی که سرخک گرفته است در می آورد. او در تاکسی و در تعقیب ماکسیمای و خانم دام لاس که دزدان موزه لوپ هستند آواز می خواند. او از اینکه هوا بارانی است و افتاد و ماکسیمای و خانم دام لاس را گم کرده است ناراحت می شود. مادلین برای پیدا کردن دزدان تلاش می کند و از درخت بالا می رود تا از بالا بتواند آن ها را پیدا کند. مسئول هتل از اینکه مادلین بدون اجازه و یواشکی وارد هتل شده است عصبانی می شود. مادلین از لوله ی بخار شومینه صدای ماکسیمای و خانم دام لاس را گوش می کند و نقشه ی آن ها را می فهمد. او با دیدن نگهبان ورودی برج بیف برگ که جلوس ورود او را گرفت ترسید. مادلین برای بالا رفتن از برج تمام پله ها را دوید و بسیار تلاش نمود. او از بالای برج در حال سقوط است که از این ماجرا بسیار وحشت کرد و درخواست کمک دارد. خانم هگزباتون و آقای هنری از اینکه مادلین بی اجازه خروج کرده است عصبانی می شوند. خانم کلور و دوستانش در تماس تلفنی با مادلین با او همدلی می کنند. مادلین برای اینکه دانش آموز نمونه انتخاب شود تلاش می کند. ایما به مادلین حسادت می کند و در جلوس او بارها مانع تراشی میکند. مادلین و دوستش برای نقشه ی گرفتن دزدان شعر خوانی می کنند. ماکسیمای برای خیانت کاری و دزدی خود را به فرم نگهبان در می آورد و لباس آن ها را می پوشد. مادلین و ایما برای گرفتن دزد تلاش می کنند. همه از خاموش شدن چراغ ها ترسیدند. عالیجناب از دزدیده شدن عصای سلطنتش عصبانی می شود. مادلین و دوستانش برای کندن شنل خانم دام لاس همکاری می کنند. او از این دام لاس دزد را گرفتند خدا را شکر می کند. دوستان مادلین از اینکه او را دستگیر کردند ناراحت می شوند. مادلین از اینکه در زندان است ناراحت می شود. او از اثبات بی گناهی و آزاد شدنش و همچنین گرفتن لقب خانم شادمان می شود.

منبع

بیشتر
کمتر