لوراکس

انیمیشن لوراکس The Lorax

در شهرک کاملاً مصنوعی که در آنجا درختان همه مصنوعی بودند و هیچ حیوانی وجود نداشت، شخص ثروتمندی زندگی می‌کرد. او از راه فروش اکسیژن پول خوبی به دست می‌آورد. بنابراین او نمی‌گذارد که در شهرک درختی رشد کند. شخصی به نام تِد تلاش بسیار می‌کند تا بتواند درختان واقعی را پیدا کند...

کارگردان: Chris Renaud
نویسنده: Cinco Paul , Ken Daurio
تهیه کننده: Chris Meledandri , Janet Healy
سال تولید: 2012
نوع: سینمایی
مدت زمان: 1 ساعت و 26 دقیقه
گونه و ژانر:

ویدئوها

تیزر

داستان کامل انیمیشن

پسر 12 ساله ای به نام تد ویگینز در Thneedville زندگی می کند ، شهری دیواری که همه گیاهان و زندگی گیاهان مصنوعی است. تد به آدری فشار می آورد ، و تصمیم می گیرد او را با یک “درخت واقعی” تحت تأثیر قرار دهد. مادربزرگش نورما افسانه “یک بار امانت” را می گوید ، که می داند چه بر سر درختان آمده است. با ترک Thneedville در جستجوی “Once-ler” ، تد کشف می کند که جهان خارج یک زمین بایر بایر و آلوده است. او یک بار وام گیرنده را پیدا می کند ، که با بازدیدهای متعدد موافقت می کند داستان درختان را برای او تعریف کند. دفعه بعدی که خانه را ترک کرد ، تد با شهردار حریص Thneedville ، آلوسیوس اوهار ، روبرو می شود که شرکتش اکسیژن بطری را به شهر آلوده می فروشد. اوهار با بیان اینکه درختان و اکسیژن تولیدی آزاد ، تهدیدی برای تجارت وی محسوب می شود ، فشار را برای ماندن در شهر تحت فشار قرار می دهد ، اما تد همچنان به بازدید از وام گیرنده ادامه می دهد.

در همین حال ، وام گیرنده بازگو می کند که چگونه ، به عنوان یک مخترع جوان ، وارد جنگلی سرسبز از حیوانات و درختان تروفل شد. با قطع یک درخت ، او با لوراکس ، نگهبان جنگل که “برای درختان صحبت می کند” روبرو شد. لوراکس پس از تلاش برای مجبور کردن یک بار امانت دهنده ، او را متقاعد کرد که دیگر هیچ درختی را قطع نکند. با استفاده از الیاف تروفل ، شرکت اهرام دهنده “Thneed” را ایجاد کرد ، یک مقاله بافتنی با چندین کاربرد ، که موفقیت بزرگی به دست آورد. او تافت های تروفل را به روشی پایدار برداشت ، تا اینكه نزدیكان بی وجدان وی او را ترغیب كردند كه برای سرعت بخشیدن به تولید ، قطع درختان را از سر بگیرد ، كه منجر به سود بسیار زیاد اما جنگل زدایی و آلودگی می شود. پس از برداشت آخرین درخت تروفل ، وام گیر یک بار خراب شد ، توسط خانواده اش رها شد ، و یک فرد منزوی شد. یک بار وام گیرنده برای تخریب جنگل دلشکسته و غیرقابل تحمل مجرم شناخته شد. با غیرقابل سکونت بودن منطقه ، لوراکس حیوانات را برای یافتن مکانی جدید برای زندگی فرستاد و در آسمان ناپدید شد. لوراکس روی کل انبوهی از سنگها یک کلمه برجای گذاشت: “مگر اینکه”.

وام گیرنده به دد آخرین دانه تروفل را می دهد به امید اینکه بتواند جنگل را دوباره رشد دهد و دیگران را به فکر درختان بیندازد. تد برای کاشت بذر به خانه برمی گردد ، که با نظارت در سطح شهر اوهار مشاهده می شود. با استفاده از کمک آدری و خانواده اش ، اوهار به مرکز شهر تعقیب می شود. اوهار شهروندان را علیه تد جمع می کند و به آنها می گوید که درختان خطرناک و کثیف هستند ، اما تد با استفاده از یک دستگاه زمینی بخشی از دیوار شهر را به زمین می اندازد و تخریب محیط زیست در بیرون را نشان می دهد. با الهام از محکومیت تد ، جمعیت اوهار را روشن می کنند ، که دژخیمان او کلاه ایمنی مانند جت پک را به او می بندند و باعث می شود که با شکست پرواز کند. در نهایت بذر کاشته می شود و هرچه زمان می گذرد ، زمین شروع به بازیابی می کند. درختان جدید جوانه می زنند ، حیوانات برمی گردند ، و یک ساله لر که دیگر پیر شده است دوباره با لوراکس متحد می شود.

بیشتر
کمتر