انیمیشن  عصر یخبندان 2: ذوب

انیمیشن  عصر یخبندان 2: ذوب
Ice Age: The Meltdown

یخچالهای طبیعی به دلیل گرم شدن زمین در حال ذوب است و به زودی سیل عظیمی تمام دشت حیوانات ماقبل تاریخ را از بین خواهد برد. آیا مندی ماموت بزرگ داستان ما موفق خواهد شد گروهش را نجات دهد؟ یا اینکه...

کارگردان: Carlos Saldanha
نویسنده: Peter Gaulke , Gerry Swallow , Jim Hecht
تهیه کننده: Lori Forte
سال تولید: 2006
نوع: سینمایی
مدت زمان: 1 ساعت و 31 دقیقه

ویدئوها

تیزر

داستان کامل انیمیشن

مانی ، سید و دیگو در حال حاضر در یک دره بزرگ زندگی می کنند که از هر طرف با یک دیوار یخی بسیار بلند احاطه شده است. با این حال ، این سه نفر در می یابند که دیواره یخ در واقع سدی است که به سختی یک توده عظیم آب را در خود نگه می دارد و می تواند دره را نزدیک به یک مایل زیر آب جاری کند. یک کرکس به آنها می گوید که در انتهای دیگر دره یک قایق وجود دارد که ممکن است همه آنها را نجات دهد ، اما آنها فقط سه روز فرصت دارند تا به آن برسند یا بمیرند. مانی همچنین در حال حاضر نگران است که ممکن است آخرین ماموت باقی مانده باشد.

در حین تخلیه ، یخچالی که شامل دو خزنده دریایی متعلق به دوران مزوزوئیک است ، Cretaceous a Cymbospondylus و Maelstrom a Pliosauroidea ، از بین می رود. وقتی مانی برای مدت کوتاهی از آنها جدا شد ، دیگو و سید با دو سنگ شکن شیطانی به نام های کراش و ادی روبرو می شوند که با بازی Whac-A-Mole با آنها آجیل می کشند. مانی هنوز نگران آخرین ماموت زنده و خانواده اش است که توسط انسان کشته شده است ، اما وقتی با الی ، یک ماموت پشمالوی ماده روبرو می شود که معتقد است او یک اپوسوم و خواهر خواننده کراش و ادی است ، متعجب می شود. سید برای فرار از طغیان از او دعوت می کند که همراه با گروه برچسب گذاری کند و او برادرانش را می آورد. سید پس از برخورد خطرناک با کرتاسه و مایلستروم هنگام عبور از حوضچه ، دیگو را ترغیب می کند تا او را ترغیب کند تا اعتراف کند و با ترس خود روبرو شود – دیگو اصرار دارد که “ترس برای طعمه است” ، بنابراین سید اشاره کرد که دیگو رفتار می کند مثل اینکه او آب باشد طعمه آنها منطقه ای را کشف می کنند که الی از آن به عنوان مکانی که در آن به دنیا آمده است یاد می کند. او سرانجام متوجه شد که او یک ماموت است و همچنین سو susp ظن خود را در مورد تفاوت او با دیگر مخروط ها بیان می کند. علی رغم این لحظه پیوند با مانی ، وی وقتی پیشنهاد “نجات گونه های آنها” را می دهد از او فاصله می گیرد. الی و مانی در نهایت زمانی که باید برای همکاری با یکدیگر همکاری کنند تا زمین در زیر پایشان ترک بخورد ، آرایش می کنند. سید توسط قبیله ای از کوچک تنبل ها که اعتقاد دارند سید خداست ، ربوده می شود. سید برای آنها آتش روشن می کند و معتقد است که او سرانجام احترام پیدا کرده است ، اما آنها قصد دارند با پرتاب او به آتشفشان ، او را قربانی کنند. سید به سختی فرار می کند. صبح روز بعد ، سید تجربه خود را به دیگران می گوید اما هیچ یک قانع نشده اند. این گروه پس از آزار و اذیت کرکس ها ، قایق را در پشت مزرعه ای از آبفشان داغ می یابند ، که وقتی مانی ، سید و دیگو را از الی و برادرانش جدا می کنند هنگامی که آنها در مورد امن ترین راه برای عبور از یکدیگر بحث می کنند ، جدا می شود.

وقتی سیل فرا می رسد ، مانی الی را از غرق شدن نجات می دهد زیرا در غاری گرفتار شده است (به دلیل ریزش سنگ) ، در حالی که دیگو بر ترس خود از آب غلبه می کند تا سید ، کراش و ادی را از غرق شدن نجات دهد. کرتاسه و مایلستروم می رسند ، اما به دلیل تفکر سریع مانی ، آنها با صخره ای که بر روی آنها قرار می گیرد تمام می شوند و هر دو را می کشد. حیوانات دیگر در رحمت جریان های آب هستند. در همین حال ، اسکرات از یخچال های طبیعی بالا می رود و در قسمت بالا بلوطی را که دارد به یخ می چسباند. این یک شکاف در یخچال طبیعی ایجاد می کند ، که به شکاف گسترش می یابد ، سیل را منحرف می کند و حیوانات را در دره نجات می دهد. پس از آن خراش شسته می شود. در صحنه آخر ، یک گله ماموت ظاهر می شود ، ثابت می کند که ماموت ها منقرض نشده اند. اما مانی و الی تصمیم می گیرند که به هر حال با هم بمانند و سید ، دیگو و برادران اپوسوم را نیز به همراه خود می برند. سید دوباره با کوچک تنبلی ها روبرو می شود – آنها معتقدند که سید جلوی سیل را گرفت و او را به رهبر خود دعوت کردند. دیگو ، با دیدن واقعی بودن کوچک تنبل ها ، متعجب شد و سید را متقاعد کرد که با دیگران بماند ، اعتراف می کند که سید بخشی حیاتی از “گله” آنها است.

این آخرالزمان نشان می دهد که اسکرات پس از افتادن در شکاف ، تقریباً تجربه مرگ دارد. او وارد بهشتی پر از بلوط می شود. ناگهان ، او خود را پاره پاره شده می بیند. او ناخوشایند از خواب بیدار می شود ، زیرا توسط سید احیا شده و به او حمله می کند.

بیشتر
کمتر