سید جمال الدین اسد آبادی

انیمیشن سید جمال الدین اسد آبادی

سید جمال اسدآبادی برشی واقعی از دل تاریخ است که با سفر از قریه اسدآباد شروع می شود.....

کارگردان: تورج علوی
نویسنده: حسین صفی
تهیه کننده: تورج علوی
سال تولید: 1378
نوع: سینمایی
مدت زمان: 50 دقیقه
گونه و ژانر:

داستان کامل انیمیشن

سید جمال اسد آبادی عالم و سیاست ورز ماهر ایرانی است که از کودکی سلوک خاصی داشت. در این داستان برش های کوتاهی از کودکی او نمایش داده می شود. این کودک باهوش و البته خاص، در سکانس حضورش در مکتب خانه با تببین تمایز جن و انسان، فراست خود را نشان می دهد. سید جمال به سرعت بزرگ ، دانشمند و سیاست ورز می شود و شروع به نطق برای مردمان می کند. بینش سیاسی و توحیدی سید و نفوذ کلامش در این نطق ها چندین سکانس این انیمیشن را شامل می شود. او در این نطق ها به تبیین رابطه دین و دنیا می پردازد و اینکه مسیر دینداری از توجه به دنیا می گذرد و بی توجهی به دنیا حیله استعمارگران برای عقب نگهداشتن ممالک اسلامی است او یادگیری علوم روز را هم ضروری می داند. در یکی از این منبرها، جوانی به نام اسد که از اقوام والی شهر است، جلوی سید برخاسته و با او جدل می کند؛ بعد از آن جلسه معلوم می شود اسد با این کار قصد جلب توجه سید برای پذیرش او به عنوان شاگرد را داشته است اما سید که قصد سفر به حجاز را دارد از شاگردی او معذور است. اسد تا خروجی شهر او را بدرقه می کند و از سید می خواهد که همواره روحیه ضد استعماری خود را حفظ کند. سید بعد از سفر به حجاز هم با همین بینش توحیدی خود پیرامون سیاست شروع به روشنگری می کند. یکی از نکاتی که به آن می پردازد رابطه دین و سیاست است . او در منبر به مردم می گوید:« این سیاست است که باید در خدمت دین باشد و نه بالعکس». همچنین او حاکمان را امانت دار مردم معرفی می کند. در بین جمعیت البته خناسانی بودند که منافع حاکمان را در خطر دیدند. در این بین حاکم حجاز برخلاف سایر سلاطین داستان انیمیشن تحت تاثیر این خناسان قرار نمی گیرد و حتی در ظاهر فرد نیازمندی سر راه سید قرار می گیرد تا او را متوجه خطر و هجرت از حجاز بکند. سید بعد از حجاز در مسیر سفر با یکی از هم قریه هایش آشنا می شود که او زندگی و سفرهای سید بعد از حجاز را این گونه به خود سید می گوید: «اینکه سید 5 سال به افغانستان می رود و آن جا هم به روشنگری مردم می پردازد و ماجرای سفر هندوستان را هم می گوید و حتی می داند که مقصد بعدی سید استامبول است». سید بعد از سفر به استامبول به نزد علی پاشا و فواد پاشا می رود و با استقبال آنها روبه رو می شود و به عضویت انجمنی در می آید. در این انجمن شروع به نطق می کند و از عامل اصلی عقب ماندگی مشرق زمین را اختلاف و چنددستگی می داند در این جای داستان هم خناسان پیدا می شوند و مفتی استامبول را علیه سید و نفوذ او در انجمن می شورانند. سید هم که خطر را احساس می کند از ترکیه می رود و مجدد به هند و سپس پاریس و آلمان سفر می کند البته این سفر ها در داستان در قالب روایت است . در پاریس چاپ خانه عروه الوثقی را نشان میدهد؛ همان روزنامه ای که سید با کمک دوست خود، سید محمد عبده راه اندازی کرد و همانجا تلگرافی از ناصرالدین شاه دریافت می کند و قصد عزیمت به تهران را می کند. قبل از تهران ، 20 روزی در اصفهان می ماند . بعد به ناصرالدین شاه می پیوندد. ناصرالدین شاه اوایل کار استقبال گرمی از او می کند اما روشنگری سید پیرامون نظام مشروطه و کاهش قدرت شاه و حکومت به دست نمایندگان مردم را برنمی تابد. هرچند در این بین به نقش پررنگ نائب السلطنه هم پرداخته می شود و سید را از دربار می راند سید چند روزی در شهرری تحصن می کند و مردم را آگاه می کند بعد به ترکیه می رود 4 سالی آنجا می ماند و بعد از دنیا می رود. قصه مرگ سید در ترکیه به دست همان اسد ابتدای داستان کشف می شود.

بیشتر
کمتر