انیمیشن زبل موش قهرمان

انیمیشن زبل موش قهرمان
Air Bound

با کمک هم باید در مقابل ظلم ایستاد و به مظلوم کمک کرد.

کارگردان: Tomohiro Kawamura , Yoshihiro Komori
نویسنده: Atsuo Saitô
تهیه کننده: Adam Burgess
سال تولید: 2015
نوع: سینمایی
مدت زمان: 1 ساعت و 32 دقیقه

ویدئوها

تیزر

داستان کامل انیمیشن

زبل یک موش پر انرژی و جسور شهری است. روزی تصویری از اقیانوس میبیند و شیفته دیدن اقیانوس می‌شود و محل زندگی‌اش را رها میکند و به سراغ پیدا کردن اقیانوس می‌رود. خپل که دوست زبل است هم همراه او میرود. آنها پس از مدتی گرسنگی می‌شوند و به سراغ غذا می روند ناگهان در محلی موش‌های زیادی آشنا می‌شوند که غذای فراوانی دارند خپل که بسیار گرسنه شده بود شروع به خوردن انواع غذا‌ها می‌کند و ناخواسته غذای رئیس و موش ها را می خورد. موش های نگهبان او را دستگیر می کنند و پیش رئیس خود می برند تا مجازات شود زبل همین که از ماجرا مطلع می شود برای آزاد کردن خپل با رئیس موش‌ها وارد مشاجره می‌شود. نام رئیس موشها هرکول است و اندامی بزرگ و تنومند دارد با این حال زبل او را به مبارزه دعوت میکند و سخت کوشانه با او کشتی می‌گیرد و کتک می خورد تا اینکه بر اثر اتفاقی رئیس موش ها به زمین می افتاد. هرکول که از شجاعت و سماجت زبل خوشش آمده بود او را به پیوستن به گروه شان یعنی موش های کشتی دعوت می کند در همین اثنا موشی به نام بوبو یک بچه موش کوچک را که به شدت حالش بد بود را به میان جمع می آورد بچه موش می گوید که آمده است تا از موش های کشتی درخواست کمک کند چون او و خانواده‌اش ساکن جزیره هستند که راسوها به آنها حمله کردند و آنها را با مشکلات زیادی مواجه ساختند. موش های کشتی هم که قبلاً با راسو ها درگیر بوده اند و می دانند که آنها چه قدرتی دارند از کمک کردن به بچه موش که نامش چی چی است امتناع می‌کنند اما زبل با جسارت و شجاعت میگوید که می‌خواهد به چی چی کمک بکند و او را به کول می گیرد تا به جزیره محل زندگی چی چی بروند. آنها شب به یک کشتی باری می رسند و همان جا می مانند صبح که بیدار می شوند می بینند که بوبو پیش آن ها آمده و برایشان غذا آورده است کمی بعد متوجه می شوند که هرکول و دانا و موش دیگری به نام خاکستری و خپل هم به آنها پیوستند. کشتی حرکت می کند و زبل موفق می شود که اقیانوس را ببیند. آنها به جزیره‌ی محل زندگی چی چی می رسند و با ترفند هایی خودشان را به بالای کوه که پناهگاه خانواده چیچی بود می رسانند در بین مسیر با مرغ های دریایی هم آشنا می شوند و متوجه می شوند که آنها هم دلخوشی از راسوها ندارند و با آنها دشمن اند اما مرغ های دریایی به دلیل ترسی که از راسوها داشتند با موش ها همراه نمی شود و می گویند هیچ کسی تا به حال راسو ها را شکست نداده است اما زبل حرف مرغ دریایی را قبول نمی‌کند و می گوید باید با راسوهای ظالم مبارزه کنیم. وقتی آنها به پناهگاه خانواده چی چی می رسند متوجه می‌شوند که خانواده‌اش آنجا نیستند و همینطور ردپای راسوها را می بینند چی چی گمان می‌کند که راسوها خانواده‌اش را کشته اند اما زبل می گوید کنی صبر کنیم شاید خانواده‌ات زنده باشند آنها شب نشانه‌ای پیدا می کنند و متوجه می شوند که خانواده چیچی کجا رفته اند و به سراغ خانواده چیچی می روند و خواهر چیچی را پیدا می کنند سپس به مخفیگاه خانواده چیچی می‌روند و در میان راه با یکی از راسو ها درگیر می شوند و زبل با شجاعت از یکی از موش ها دفاع می کند و به کمک هرکول و خاکستری آن راسو را شکست میدهند.

بیشتر
کمتر