رنگو

انیمیشن رنگو Rango

سبک زندگی قدیم آمریکا و بحران کم آبی در جهان را می توان معیار های انیمیشن رنگو دانست.

کارگردان: Gore Verbinski
نویسنده: Gore Verbinski , John Logan , James Ward
تهیه کننده: John B. Carls , Gore Verbinski
سال تولید: 2011
نوع: سینمایی
مدت زمان: 1 ساعت و 47 دقیقه
گونه و ژانر:

داستان کامل انیمیشن

یک آفتاب پرست حیوان خانگی انسان دوست پس از سقوط تراریوم خود از ماشین صاحبانش به دلیل تصادف ، در صحرای موهاوی در کالیفرنیا گرفتار می شود. در جاده ، او با علت حادثه آشنا می شود ، یک آرمادیلوی 9 باند به نام Roadkill که با تلاش برای رسیدن به “آن طرف” (استعاره برای زندگی پس از مرگ) در جستجوی عرفانی “روح غرب” است. وی پس از تقریباً کشته شدن توسط اتومبیل های عبوری هنگام تلاش برای کمک به Roadkill ، زنده می ماند و دوباره در نزدیکی Roadkill قرار می گیرد. Roadkill پس از اینکه به او گفت که به دنبال آب است ، از او در مورد شهری غربی به نام “خاک” می گوید ، شهری در غرب قدیم که احتمالاً آب دارد ، اما متأسفانه این شهر بسیار دور از صحرا است. او که هیچ گزینه دیگری نمی بیند ، به صحرا می رود. در حالی که سرگردان در صحرا بود ، قبل از ملاقات با لوبیا ، یک ایگوانای صحرا ، که او را به خاک می برد ، که توسط دیگر حیوانات انسان شکن زندگی می کند ، جایی که گفته می شود آب از طریق یک مرموز وارد می شود ، از خوردن یک شاهین دم قرمز شرور به سختی جلوگیری می کند. مراسم روز چهارشنبه.

آفتاب پرست درمورد هویت خود ، به عنوان راننده ای سخت به نام رانگو خود را به مردم شهر معرفی می کند ، و در مورد کشتن یک باند ترسناک ، برادران جنکینز ، فقط با استفاده از یک گلوله دروغ می گوید. او به سرعت بد هیولای گیلا را بد قانون بد می دواند اما وقتی بیل از بازگشت شاهین ترسیده از تیراندازی جلوگیری می کند. رانگو توسط شاهین تعقیب می شود و هنگام تلاش برای استفاده از برخی مانورهای فرار ، تقریباً كشته می شود ، كه مردم شهر معتقدند كه او در حال تعقیب شاهین است در حالی كه آنها در سالن پنهان می شوند. او می دود تا به یک برج آب خالی می رسد ، اما شاهین قطعه شیرین بیان را که رنگو به او چسبانده بود ، می گیرد. وی در حالی که قصد داشت تکه شیرین بیان را شلیک کند ، به طور تصادفی برج آب را سرنگون می کند ، اما گلوله از طریق آن عبور می کند و به گلوله های گلدان به سمت برج می رود ، که شاهین را خرد می کند و می کشد. به دلیل شکست دادن آن ، شهردار شهر ، لاک پشت پیر کویری ، رنگو را به عنوان کلانتر جدید شهر منصوب می کند. در همین حال ، مردم شهر نگرانند که با مردن شاهین ، اسلحه دار Rattlesnake Jake ، که از شاهین می ترسد ، برگردد.

یک حبوبات شکاک پس از کشف اینکه خاک در میان خشکسالی است و تنها منبع آب آن ، که در بانک شهر درون یک بطری آبسردکن ذخیره می شود ، نزدیک خالی است ، می خواهد که رنگو بررسی کند که آب کجا رفته است. در آن شب ، رنگو ناخواسته به سه نفر از سارقین بانک کمک می کند ، به رهبری خال به نام بالتازار ، آنها را به عنوان مأموران جستجو می کند. مردم شهر صبح روز بعد بطری بانک را به سرقت رفته می یابند ، بنابراین رنگو اقدام به سازماندهی وضعیت می کند. در طول جستجو ، آنها متوجه می شوند که بانکدار ، آقای مریماک ، در وسط بیابان مرده است ، اما به طرز عجیب و غریب ، علت مرگ او غرق شدن بود. این پازل سارقان را به مخفیگاه خود در یک دره رهنمون می کند ، جایی که آنها قبل از اینکه خالی بودن بطری آب دزدیده شده را با قبیله خفاش سوار بالتازار بجنگند. سارقان ادعا می کنند که آن را خالی می دانند ، اما بازهم آنها را بازداشت می کند.

رنگو از شهردار در مورد خرید زمین در اطراف Dirt س Dirtال می کند ، اما شهردار هرگونه تخلف را انکار می کند و به رنگو نشان می دهد که با زمین خریداری شده در حال ساخت یک شهر مدرن است. پس از آن شهردار Rattlesnake Jake را احضار كرد ، كه رانگو را پس از مجبور كردن به دروغ گفتن به مردم شهر ، به خارج از شهر بفرستد. رنگو به جاده ای برمی گردد که از اتومبیل به پایین افتاد ، در میان ترافیک سنگین به آن طرف عبور می کند و خارج می شود و توسط بسیاری از اشکالات قرص برداشته می شود. صبح روز بعد که بیدار شد ، رنگو با روح غرب ملاقات می کند و در نقش یک پیر مرد و بدون نام ظاهر می شود. روح پس از اینکه به او گفت که با شهروندان خاک چه کرده است ، به رنگو می گوید که باید برگردد و همه چیز را درست کند ، به او گفت که “هیچ کس نمی تواند داستان خودش را بیرون بکشد”.

رانگو با کمک Roadkill و یوکاهای متحرک عرفانی ، دریچه قطع اضطراری را در یک خط لوله انتقال آب به لاس وگاس کشف می کند ، که شهردار برای ایجاد کمبود آب دستکاری کرده است تا بتواند زمین را برای خودش بخرد. رنگو به خاك برمی گردد تا جیك را به یك دوئل ، یك انحراف ، به چالش بكشد تا یوكاها بتوانند دریچه لوله را بچرخانند تا آب را به شهر برگرداند. سپس رنگو جیک را با اسلحه نگه می دارد و عزم خود را روشن می کند. شهردار اما با تهدید جان لوبیا ، رنگو را وادار به تسلیم می کند و آنها را در داخل طاق بانک قفل می کند تا غرق شوند. وی سپس قصد دارد با اسلحه رنگو به سمت جیک شلیک کند و قصد دارد او را بهمراه بقیه مناطق غرب قدیم بکشد ، اما رنگو تنها گلوله اسلحه را که از آن برای شکستن درب شیشه ای خرک استفاده می کند ، برداشته و خود و لوبیا را آزاد کرده است. جیک که تحت تأثیر قرار گرفته است ، از رانگو به خاطر عملکرد قهرمانانه اش درود می فرستد و شهردار را به همراه خود به خارج از شهر می کشاند و شهردار را به دلیل عبور مضاعف از او می کشد. شهروندان Dirt به زودی بازگشت آب را جشن می گیرند و رنگو را به عنوان قهرمان واقعی خود می شناسند.

بیشتر
کمتر