راز کلز

انیمیشن  راز کلز The Secret of Kells

سر بچه ای دوازده ساله، برندان، مجبور است در ساخت دیوار محافظی برای جلوگیری از حمله وایکینگ ها، همکاری داشته باشد. روزی برندان با هنرمندی به نام برادر آیدین برخورد می کند که برندان را با زیبایی های دنیای هنر آشنا می کند. برندان تصمیم می گیرد مسیر زندگی خود را عوض کند و

کارگردان: Tomm Moore , Nora Twomey
نویسنده: Fabrice Ziolkowski
تهیه کننده: paul young , Didier Brunner , Vivian Van Fleteren
سال تولید: 2009
نوع: سینمایی
مدت زمان: 1 ساعت و 15 دقیقه
گونه و ژانر:

ویدئوها

تیزر

داستان کامل انیمیشن

در قرن 9th در ایرلند ، در دوران گسترش وایکینگ ها ، قهرمان فیلم Brendan ، پسری کنجکاو و شجاع است که در Abbey of Kells کاملاً گره خورده و تحت مراقبت عموی سختگیر خود ، Abbot Cellach ، که وسواس ساخت دیوار دارد ، زندگی می کند. در اطراف ابی برای جلوگیری از حملات وایکینگ ها.

برندان که در کتاب مقدس صومعه شاگردی می کند ، سخنان سایر راهبان راجع به برادر ایدان ، خالق کتاب آیونا می شنود و درباره نورپرداز مرموز و کتابی که “تاریکی را به نور تبدیل می کند” (کتاب ناتمام Kells) کنجکاو می شود. آیدان پس از آنکه صومعه خود در ایونا توسط یك حمله تخریب شد ، همراه گربه سفید خود ، پانگور بان ، [8] وارد كلس می شود. پس از استراق سمع درباره بحث بین سلاچ و آیدان ، برندان در کتاب مقدس سرگردان می شود و کتابی را که هنوز کامل نشده است و با محافظت پانگور بان پیدا می کند ، می یابد. آیدان می رسد ، و کتاب را به برندان می گوید.

آیدان که برندان را به عنوان یک کارآموز مناسب می بیند ، او و پانگور بان را به جنگل می فرستد تا آجیل های صفراوی تهیه جوهر تهیه کنند. در گوشه ای از یک گرگ گرسنه ، برندان توسط پری آیسلینگ نجات می یابد ، که بر ظن اولیه او غلبه می کند و پس از اینکه برندان اهداف خود را برای کمک به خلق کتاب فاش کرد ، برنده را می پذیرد.

پس از برخورد نزدیک با کروم کروآچ ، خدایی از مرگ و نابودی که آیسلینگ به شدت از او می ترسد ، برندان و آیزلینگ به حومه جنگل برمی گردند ، و او به او اطمینان می دهد که هر زمان می تواند برگردد.

در صومعه ، براندان مورد مواخذه سلاچ قرار می گیرد و وی ممنوع الخروج می شود. در ادامه کار با آیدان ، برندان می فهمد که با از بین رفتن چشم کلم سیل ، یک عدسی بزرگنمایی ویژه از Crom Cruach ، کار به خطر می افتد. وقتی برندان سعی می کند از غار کروم دیدن کند تا چشم دیگری بدست آورد ، سلاچ او را به اتاق خود محدود می کند.

برندان توسط پانگور بان و آیسلینگ رها شد ، به قلب جنگل می دوید ، جایی که آیسلینگ متعجب از او التماس می کند که با خدای تاریک مقابله نکند و هشدار می دهد که کروم کروآچ او را خواهد کشت درست همانطور که مادر و بقیه مردمش را به قتل رساند. برندان با اعلام اینکه این کتاب بدون چشم هرگز به پایان نخواهد رسید ، آیسلینگ را ترغیب می کند تا به او کمک کند تا وارد غار کروم شود و در این راه به سختی از مرگ نجات پیدا کند. برندان با کروم دوئل می شود و چشم را تصرف می کند ، کروم را کور می کند و باعث می شود که این خدای خود را مصرف کند و به یک اوروبور تبدیل شود. با بازگشت به ورودی غار ، برندان جنگل پوشیده از گلهای سفید را پیدا می کند.

برندان به آبادی بازمی گردد و به طور مخفیانه به کمک آیدان ادامه می دهد و با هیجان توسط برادران صومعه تماشا می شود. یک پیام رسان از خارج به سلاچ هشدار می دهد که وایکینگ ها در راه هستند. در عوض عصبانیت و ناامیدی ، سلاچ برندان و آیدان را در کتاب مقدس قفل می کند ، اما نه قبل از باز کردن صفحه ای که برندان ایجاد کرده بود. وایکینگ ها به وحشت Cellach حمله کردند و دروازه چوبی را شکستند. Cellach توسط پیکان و سپس توسط تیغه وایکینگ زخمی می شود ، زیرا وایکینگ ها Kells را ازدحام می دهند. برندان و آیدان که هنوز در اسکریپتاریوم در حال سوختن حبس شده اند ، با استفاده از دود سبز جوهر گیلاس ، فرار می کنند و مهاجمان را گیج می کنند. راه پله های چوبی برج مرکزی ابی مملو از روستاییان وحشت زده شده و فرو می ریزد ، و دهکده و دهکده زیر آتش گرفته می شوند.

در حالی که وایکینگ ها کلیسای اصلی را نقض می کنند و به راهبان و روستاییان پنهان می شوند ، کمک به سلاچ نمی توانند ، به کمک پانگور بان به جنگل فرار کنند. وایکینگ ها در جنگل ، برندان و آیدان را پیدا می کنند و آنها را برای یافتن گنج جستجو می کنند و صفحات کتاب را پراکنده می کنند ، اما گرگهای آیسلینگ می رسند و یا می ترسند و یا وایکینگ ها را می کشند. وقتی برندان صفحه آخر کتاب را پیدا می کند ، لحظه ای با یک گرگ سفید ، که ممکن است آیسلینگ باشد ، رو در رو می شود.

کلز از کار برکنار و سوزانده شده است ، و تعداد اندکی از بازماندگان آن زنده مانده است و سلاچ به شدت زخمی شده است ، اما او زنده مانده است. برندان و آیدان به ایرلند سفر می کنند و پس از سالها کتاب را کامل می کنند. آیدان ، پس از سپردن كتاب به برندن ، می میرد و برندان كه در حال حاضر بزرگسال است ، با راهنمایی آیسلینگ به صورت گرگ سفید به كلز با پانگور بان بازگشت. برندان با سلاچ پیر و گناهکار متحد می شود ، و کتاب کامل سلول ها را به او نشان می دهد. فیلم با اجرای متحرک برخی از صفحات نورانی کتاب پایان می یابد.

بیشتر
کمتر