دوستان همیشگی

انیمیشن دوستان همیشگی Friends Forever

زمان آن رسیده است که جانی موشه بازیگر ناموفق داستان ما پس از تمامی دردسر هایی که در شهر تجربه کرده است به مکان دیگر برود و کمی استراحت کند. در همین هنگام او با مکانی عالی مواجه می شود که به نظر برای استراحت خوب می باشد اما...

کارگردان: Tony Loeser , Jesper Møller
نویسنده: Helme Heine , Gisela von Radowitz
تهیه کننده: Malika Brahmi , Siegmund Grewenig , Michael Kölmel
سال تولید: 2009
نوع: سینمایی
مدت زمان: 1 ساعت و 7 دقیقه
گونه و ژانر:

داستان کامل انیمیشن

ماجرا از آنجا شروع می شود که جانی موشه، بازیگر ناموفق، از شهر خارج می شود تا در جایی دیگر خودش را نشان دهد. او به مزرعه ای می رسد. این مزرعه به نظر محلی مناسب برای استراحت است. او در بدو ورود خود را به عنوان ستاره سینما معرفی می کند و خیلی زود دل ساکنان مزرعه را می دزد. حیوانات مزرعه عاشق جانی می شوند. اما در این میان فرانز،خروس مزرعه، به جانی موشه شک می کند. او نمی تواند به جانی اعتماد کند. شبی حیوانات مزرعه می خواهند فیلم تماشا کنند. در این هنگام جانی وارد عمل می شود و ماجرایی جذاب را برای حیوانات به تصویر می کشد و بر محبوبیت خودش می افزاید. فردای آن روز مل مل ، بره ناقلا مزرعه، در حال بازی با توپ خود است که توپش به بیرون حصار پرتاب می شود. او به دنبال توپش می رود که ناگهان توسط مایتره، گرگ وحشی، شکار می شود. مایتر که تولدش نزدیک است، مل مل را برای شام تولدش با خودش می برد تا برای مهمانانش شامی لذیذ آماده کند. اهالی مزرعه زمانی که نبودن مل مل را احساس می کنند. به جست و جو او می پردازند. آن ها توپ پاره شده اش را پیدا می کنند. در این هنگام اهالی رو به جانی موشه می کنند و از او می خواهند گه برای نجات مل مل اقدام کند. جانی که ستاره سینما است نه دنیای واقعی راه فراری پیدا نمی کند. تسلیم می شود اما به هنگام رفتن چمدان خود را همراه خودش می برد. فرانز با دیدن این صحنه به او شک می کند و به اهالی می گوید من نیز به همراه والدرمار، خوک مزرعه، با تو می آییم. این سه با هم همراه می شوند تا مل مل را پیدا کنند. آنها ابتدا به خانه روباه می روند. زمانی که آنها به آنجا می رسند؛ روباه در آنجا نیست. فرانز و والدرمار به درون خانه می روند و جانی بیرون می ماند که به ظاهر نگهبانی دهد. اما تصمیم به فرار می گیرد. اما هنگام فرار با روباه مواجه می شود. او درحالی که سعی می کند از دست روباه فرار کند به بالای درخت می رود. در همین هنگام به صورت اتفاقی چمدانش از دستش رها می شود و به سر روباه می خورد. روباه بیهوش می شود. جانی از این فرصت استفاده می کند و سر و صدا راه می اندازد و وانمود می کند که روباه را شکت داده است. زمانی که فرانز و والدرمار از خانه روباه بیرون می آیند و این صحنه را می بینند غافلگیر می شوند. آن ها از روباه بازجویی می کنند و میفهمند که این کار به دست مایتره صورت گرفته است. آنها با فهمیدن این موضوع تصمیم می گیرند که به خانه گرگ بروند و مل مل را از چنگش نجات دهند. زمانی که این سه نفر به خانه گرگ می رسند. جانی موشه از ادامه مسیر خودداری می کند و می ترسد. فرانز و والدرمار برای نجات مل مل اقدام می کنند اما آن ها نیز توسط مایتره گیر می افتند. جانی که سرافکنده در حال بازگشت است با یادآوری دوستی بین او و فرانز و والدرمار تصمیم میگیرد که دوستانش را نجات دهد. او بر می گردد و به مبارزه با گرگ می رود. او با کمک فرانز و والدرمار و مل مل گرگ را شکست می دهند و به مزرعه باز می گردند.

منبع

بیشتر
کمتر