دوجی سگ تیتی

انیمیشن دوجی سگ تیتی The Tibetan dog

برای پیروزی باید با دشمن مبارزه کنی

کارگردان: Masayuki Kojima
نویسنده: Naoto Inoue
تهیه کننده: Yasuteru Iwase
سال تولید: 2011
نوع: سینمایی
مدت زمان: 1 ساعت و 30 دقیقه
گونه و ژانر:

داستان کامل انیمیشن

تیانجین که تا 10 سالگی لِگووا پدر خود را ندیده بود، بعد از فوت مادرش، توسط دوست پدرش به محل زندگی پدرش در صحرای تبت آورده می شود. لِگووا که تحصلیکرده پزشکی است بخاطر احساس وظیفه نسبت به وطنش، زندگی در شهر را ترک کرده است. او هنگام دیدن فرزندش، جهت آبدیده تر شدن و ساخته شدن تیانجین، گاهی او را تنها گذاشته و جهت طبابت به روستاهای اطراف می رود. علاوه بر اینکه او را به چوپانی گله گوسفندان می گمارد. یک روز تیانجین که توسط هم سن و سالان خود مورد اذیت قرار می گیرد، وقتی برای برگرداندن گوسفند جدا افتاده از گله می رود ناگهان با خرسی روبرو می شود که ناگهان دوجی به خرس حمله کرده و او را به فرار وا می دارد. هنگامی که گرگها به گله گوسفندان حمله می کنند، سلطان سگها به همراه دوستان خود آنها را فراری می دهند. در این میان دوجی که سگی قدرتمند و غریب در آن منطقه است و وارد قلمرو سگان تبتی شده با آنها درگیر شده که دریک درگیری به پایین دره سقوط می کنند. تیانجین، با کمک پدر و میدِلامو آنها را نجات میدهد؛ از این رو دوجی رام او می شود. وقتی لاگووا برای طبابت به روستایی رفته بود، می بیند که ساکنین آنجا (انسانها و گوسفندان) کشته شده اند. با کمی دقت، متوجه می شود که این کشتار توسط انسان و یا گرگ نبوده است.! دوجی، سگ باوفا که در تعقیب قاتلِ صاحب قبلی خود به اجساد برادرراهزن و گاوهایش می رسد که ناگهان رییس راهزنان نیز او را در آن حوالی می بیند و تصور می کند که قاتل برادرش همان دوجی است؛ لذا – وقتی دوجی از زندان و دادگاه تشکیل شده توسط ارباب و اهالی فرار می کند – با یاران خود به تعقیب او می رود. زمانی که تیانجین و دوستش که جهت کمک به دوجی در سرمای کشنده تبت با مرگ دست و پنجه نرم می کنند توسط دوجی و ناری نجات می یابند. از طرفی راهزنان نیز که جهت انتقام از دوجی با تعقیب کردن گروه سگها، دوجی و ناری را پیدا می کنند و می خواهند او را هدف تیر قرار دهند؛ از طرفی دیگر وقتی سلطان سگها به همراه بقیه سگها، دوجی را به مبارزه می طلبند، ناگهان صدای عجیب و وحشتناکی به گوششان می رسد که توجه همه را به خود جلب می کند. همه سگ ها متوجه هیولایی عجیب با هیکلی بسیار قوی و بزرگ شده و به سمت او حمله می کنند اما هیولا همه آنها را با اشاره ای کوچک می کشد. دوجی با حرکتی سریع بر سر او می پرد و جلوی دیدِ او را می گیرد و او با سرعت به صخره برخورد می کند و یک چشم خود را از دست می دهد. آنها باز هم به نبرد ادامه می دهند تا برای بار آخر هر دو از بلندی سقوط می کنند و آن هیولا برتیزی یک صخره افتاده و می میرد و این نبرد، آخرین فداکاری دوجی می شود.

منبع

بیشتر
کمتر