دراکولا در تهران

انیمیشن دراکولا در تهران Dracula In Tehran

آدم‌ شدن بهتر از دراکولا بودن است

کارگردان: روح‌الله سعادتمند , پویا افضلی
نویسنده: روح‌الله سعادتمند , پویا افضلی
تهیه کننده: پویا افضلی
سال تولید: 1393
نوع: سینمایی
مدت زمان: 1 ساعت و 17 دقیقه
گونه و ژانر:

داستان کامل انیمیشن

بعد از مرگ دراکولای بزرگ، پسرش به ریاست رسیده و عالیجناب شده. پدرش طلسمش کرده که نتواند از قصر بیرون برود. زغنبوت که در بازی ویدیویی از عالیجناب شکست خورده، می‌خواهد از او انتقام بگیرد و معجونی کشنده آماده می‌کند و به دروغ به عالیجناب می‌گوید که این معجونی طلسم اسارتش در قصر را خنثی می‌کند. چون درهای قصر قفل است، با هم به بام قصر می‌روند و معجون را آن‌جا می‌نوشد تا بتواند بپرد پایین و فرار کند. وزیر سرمی‌رسد و همراه با عالیجناب و زغنبوت به پایین سقوط می‌کنند. معلوم می‌شود معجون اثری نداشته و طلسم هم واقعی نبوده. به قصر برمی‌گردند. عالیجناب هوس کرده به سرزمین‌های دوردست سفر کند. از طرفی، وزیر دوست دارد به آدم تبدیل شود و نمی‌خواهد دراکولا باشد، اما نمی‌تواند روش تهیه معجونش را کشف رمز کند. در روش تهیه، از گل‎های تاابدشکوفای بی‌نیاز از آب و آفتاب صحبت شده. متوجه می‌شود منظور گل فرش است. تصمیم می‌گیرد به ایران برود، چون زیباترین فرش‌ها را ایرانی‌ها می‌بافند. در ایران از راننده تاکسی هتل ارزان می‌خواهد. راننده تاکسی او را به اتاق اجاره‌ای خانه خودشان می‌برد. در خانه راننده تاکسی، مادر او شمسی خانم هم زندگی می‌کند. او به کشف معما علاقه زیادی دارد. وزیر روش تهیه معجون را به او می‌دهد تا کشف رمزش کند. بعد در پیامی ویدیویی به عالیجناب می‌گوید که هنوز مطمئن نیست آنجا جای خوبی برای مسافرت هست یا نه. زغنبوت پیام را دستکاری می‌کند و با تقلید صدا در آن می‌گوید که آنجا خیلی جای خوبی است و بهتر است زودتر به آنجا مسافرت کنند. عالیجناب تصمیم می‌گیرد به آنجا سفر کند. زغنبوت به بهانه میگرِن در قصر می‌ماند و با عالیجناب نمی‌رود. عالیجناب و دو همراهش به ایران می‌آیند و راننده تاکسی آن‌ها را به خانه خود می‌برد. وزیر از چشم آن‌ها پنهان می‌شود. شمسی‌خانم معجون او را کشف رمز کرده و درست می‌کند؛ که همان کشکه‌بادمنجان است. وزیر از آن می‌خورد و از حالت دراکولایی خارج می‌شود و آدم می‌شود. در قصر معلوم می‌شود کتاب ممنوعه در وسایلی که همراه با عالیجناب به ایران آورده شده بوده و با خارج‌شدن کتاب ممنوعه از قصر، قدرت قصر از بین رفته. زغنبوت برای برگرداندن کتاب ممنوعه به ایران می‌آید. معلوم می‌شود معجون آدم‌کن روی دراکولایی اثر دارد که خودش دوست داشته باشد آدم شود. زغنبوت تصادفا معجون را پیدا می‌کند و همه را می‌خورد و نیرومند و قلدر می‎‌شود و به شهروندان حمله می‌کند. با عالیجناب هم درگیر می‌شود. به پلیس زنگ می‌زنند. زغنبوت دستگیر و زندانی می‌شود. عالیجناب و دو همراهش با معجون تبدیل به آدم می‌شوند. وزیر از معجون آدم‌کن در خواب به عالیجناب و همراهانش می‌خوراند؛ اما دراکولا باقی می‌مانند. شمسی‌خانم می‌گوید معجون زمانی اثر دارد که دراکولایی است که می‌خواهد دراکولای عالیجناب را از قصر بیرون کند و خودش جایش را بگیرد.

بیشتر
کمتر