داستان اسباب‌ بازی 3

انیمیشن داستان اسباب‌ بازی 3 Toy Story 3

در انیمیشن اسباب بازی های 3 اندی دیگر بزرگ شده است و قصد رفتن به دانشگاه را دارد و در این بین سرنوشت اسباب بازی ها در هاله ای از ابهام قرار دارد که باید در مورد آنها تصمیم بگیرد و اسباب بازی ها نیز نگران آینده خود هستند که چه سرنوشتی در انتظار آن ها می باشد...

کارگردان: Lee Unkrich
نویسنده: Michael Arndt , John Alan Lasseter
تهیه کننده: John Alan Lasseter , Darla K. Anderson
سال تولید: 2010
نوع: سینمایی
مدت زمان: 1 ساعت و 43 دقیقه
گونه و ژانر:

ویدئوها

تیزر

داستان کامل انیمیشن

اندی 17 ساله است و در حال آماده شدن برای عزیمت به دانشگاه است. او سال ها با اسباب بازی هایش بازی نکرده است و بیشتر آنها به جز وودی ، باز لایت یار ، جسی ، بولسی ، رکس ، اسلینکی ، هام ، آقای و خانم سیب زمینی سر ، بیگانگان و سه سرباز اسباب بازی رفته اند. اسباب بازی های ناامیدکننده آینده خود را منعکس می کنند و سربازان با چتر از پنجره بیرون می روند و آنجا را ترک می کنند.

اندی قصد دارد وودی را به دانشگاه ببرد و بقیه را درون یک کیسه زباله قرار می دهد تا آنها را در اتاق زیر شیروانی قرار دهد. با این حال ، مادر اندی کیسه را به عنوان سطل آشغال اشتباه می گیرد و آن را روی حاشیه می گذارد. اسباب بازی ها به سختی فرار می کنند و با اعتقاد اندی اندی آنها را دور انداخت ، با عروسک قدیمی باربی مولی ، که به مقصد مهد کودک Sunnyside است ، در ماشین مادرش وارد جعبه کمک مالی می شوند. وودی دنبال می کند ، اما قادر به قانع کردن آنها به اهداف واقعی اندی نیست و وقتی مادر اندی با ماشین به سمت Sunnyside می رود ، او را پیش می برد.

در Sunnyside ، اسباب بازی های اندی توسط اسباب بازی های دیگر به رهبری Lots-O—Huggin ‘Bear (“لوتسو”) مورد استقبال قرار می گیرند. این اسباب بازی ها (به استثنای وودی) با کمال میل می فهمند که Sunnyside هرگز فرزندانش تمام نمی شود و باربی با یک عروسک Ken شیفته او می شود.

وودی تلاش می کند به خانه خود بازگردد اما در عوض توسط کودکی از Sunnyside به نام بانی پیدا می شود ، او را به خانه می آورد و با او و دیگر اسباب بازی هایش بازی می کند. اسباب بازی های بانی از اینکه وودی از سانی ساید آمده شوکه شده اند و چاکلز ، دلقک اسباب بازی توضیح می دهد که مالکیت او ، لوتسو و بیگ بیبی دختری به نام دیزی بود اما در طی یک سفر خانوادگی گم شدند. وقتی آنها آن را به خانه رساندند ، لوتسو فهمید که او جایگزین شده است. او با ناراحتی به بیگ بیبی دروغ گفت و گفت دیزی جای همه آنها را گرفته است. آنها به Sunnyside رفتند ، جایی که Lotso زمام امور را بدست گرفت و آن را به یک زندان اسباب بازی تبدیل کرد. سرانجام Chuckles شکسته شد و بعدا توسط بانی پیدا شد.

پس از آنکه اسباب بازی های اندی با کودکان نوپا درگیر یک بازی بسیار خشن بودند ، وز از لوتسو می خواهد اسباب بازی ها را به اتاق کودکان بزرگتر منتقل کند ، اما لوتسو Buzz را به تنظیمات اصلی کارخانه خود تغییر داده و حافظه او را پاک می کند. خانم سیب زمینی سر ، از طریق چشمی که در اتاق اندی گم کرده ، اندی را می بیند که در جستجوی آنها است. آنها می فهمند که وودی حقیقت نیت اندی را می گفت و سعی در فرار داشت ، اما دژخیمان لوتسو با کمک مغز شوی مغزی که به آنها کمک کرده بود آنها را به زندان انداختند.

وودی به سانی ساید برمی گردد ، جایی که یک تلفن پچ پچ به او می گوید اکنون تنها یک راه وجود دارد – سطل آشغال. اسباب بازی های اندی Buzz را تسخیر می کنند ، اما آنها به طور تصادفی او را به حالت اسپانیایی خود بازگردانند. باز با وودی متحد می شود و عاشق جسی می شود. اسباب بازی ها به سطل زباله می رسند اما توسط باند لوتس گوشه ای می شوند. وودی فریب Lotso را برای Big Baby ، که Lotso را درون سطل زباله انداخت ، آشکار می کند. با نزدیک شدن یک کامیون زباله ، اسباب بازی ها سعی می کنند آنجا را ترک کنند ، اما لوتسو وودی را به داخل زباله دان می کشد. بقیه اسباب بازی های اندی ، درست هنگام رسیدن کامیون ، به دنبال او می پرند و همه به داخل می افتند. وزوز پس از سقوط تلویزیون در داخل کامیون به حالت عادی برمی گردد.

کامیون اسباب بازی ها را به محل دفن زباله می برد و در آنجا آنها را به یک تسمه نقاله که منجر به زباله سوز می شود جارو می کند. وودی و Buzz پس از جلوگیری از خرد کن ، به Lotso کمک می کنند تا یک دکمه توقف اضطراری را بدست آورد ، فقط برای اینکه Lotso آنها را رها کند. اسباب بازی ها به زباله سوز سقوط می کنند و به سرنوشت ظاهری خود استعفا می دهند ، اما در آخرین ثانیه توسط بیگانگان که جرثقیل پنجه را کار می دهند نجات می یابد. بعداً لاتسو توسط یک راننده کامیون زباله پیدا می شود که او را به مشبک رادیاتور کامیون خود متصل می کند. وودی و سایر اسباب بازی ها با یک کامیون زباله دیگر سوار خانه اندی می شوند.

وودی یادداشتی برای اندی می گذارد ، که فکر می کند این یادداشت از مادرش است ، اسباب بازی ها را به بانی اهدا می کند. اندی اسباب بازی ها را به صورت جداگانه به بانی معرفی می کند و از یافتن وودی در انتهای جعبه اهدا متعجب می شود. بانی او را می شناسد ، و اگرچه در ابتدا مردد بود ، اندی وودی را به او منتقل می کند ، و آنها قبل از رفتن او با هم بازی می کنند. وودی و دیگر اسباب بازی ها هنگام آغاز زندگی جدید خود با بانی شاهد عزیمت اندی هستند.

در آخر این فیلم ، باربی ، کن و بیگ بیبی Sunnyside را بسیار بهبود بخشیده و از طریق نامه با اسباب بازی های بانی ارتباط برقرار کرده اند. سربازان اسباب بازی با چتر نجات به Sunnyside می روند ، جایی که کن و باربی از آنها استقبال می کنند.

بیشتر
کمتر