خومبا

انیمیشن خومبا Khumba

داستان انیمیشن در مورد گورخریست که به شکل نصفه، راه راه است. قبیله او کم‌بود بارش باران را به گردن او انداخته و او هم برای اینکه بقیه راه‌راه‌های خود را بیابد عازم راهی می‌شود...

کارگردان: Anthony Silverston
نویسنده: Raffaella Delle Donne , Anthony Silverston
تهیه کننده: Mike Buckland , Jean-Michel , Koenig James , Anthony Silverston
سال تولید: 2013
نوع: سینمایی
مدت زمان: 1 ساعت و 25 دقیقه
گونه و ژانر:

داستان کامل انیمیشن

کومبا گورخری است که تنها در نیمی از بدن خود، دارای خط است. بعد از تولد او، خشکسالی شدیدی پدید می‌آید و اعضای گله، می‌گویند که نحسی او، باعث نباریدن باران شده است. این مسائل کومبا را به شدت آزرده خاطر می‌کند و باعث می‌شود که او اعتماد‌به‌نفس لازم را نداشته باشد. مادر کومبا درحالی که به شدت مریض است، او را کنار خود می‌کشد و ماجرای افسانه‌ای خط‌دار شدن گورخرها را برای او می‌گوید. چندی بعد، مادر کومبا از دنیا می‌رود و کومبا تحت تأثیر فشار روانی ایجاد شده، تصمیم می‌گیرد به چشمه جادویی برود تا خطوطش کامل شود و نحسی او برداشته شود. او بلافاصله پس از خروج از حصار، با یک سگ وحشی رو‌به‌رو می‌شود که تصمیم دارد با یک داروی کاملا گیاهی به او کمک کند تا خطوطش درآید و در عوض آن، در آب گورخر ها شریک شود. اعضای دیگر گله او، به کومبا حمله می‌کنند تا او را بخورند ولی ماما وی و برادلی او را نجات می‌دهند و چون تشنه‌اند، همراه کومبا حرکت می‌کنند تا چشمه جادویی را بیابند. در راه به یک پارک حفاظت شده می‌رسند که در آن، گونه‌های در معرض خطر نگهداری می‌شوند. شکارچیان که به آنجا می‌آیند، می‌خواهند که کومبا را دستگیر کنند و با خود ببرند ولی خرگوش او را نجات می‌دهد. پس از آن کومبا به کوهستان مرگ می‌رود تا با عقاب سیاه ملاقات کند و از او سراغ چشمه را بگیرد. عقاب سیاه به او می‌گو‌ید که آن چشمه، در غار فانگو است. فانگو که یک پلنگ است، دنبال کومبا می‌گردد تا با خوردن او، قدرت جادویی به دست آورد و قوی‌ترین پلنگ شود. زیرا که در افسانه‌ها آمده است که یک نیمه گورخر متولد می‌شود و هرکس او را بخورد، قوی‌ترین می‌شود. کومبا به مسیر ادامه می‌دهد و وقتی ماماوی و برادلی می‌فهمند که به غار فانگو می‌روند، از کومبا جدا می‌شوند و برمی‌گردند. در این میان پدر کومبا که فکر می‌کند فانگو فرزندش را خورده، از ناچاری به همراه گله از حصار بیرون می‌آیند و به سمت آبگیر دیگری حرکت می‌کنند. حیوانات پارک حفاظت شده هم می‌خواهند که به زندگی در دل طبیعت برگردند. کومبا به سمت غار حرکت می‌کند و با کمک یک بز پیر، به مقصد می‎‌رسد. فانگو نیز جلوی ماماوی و برادلی را می‌گیرد و از آنان سراغ کومبا را می‌گیرد. پس از آن، ماماوی به دنبال کومبا می‌رود تا او را از خطر فانگو نجات دهد. کومبا بعد از رسیدن به غار، با فانگو درگیر می‌شود و او را شکست می‌دهد و از بالای کوه به پایین آن، پرتابش می‌کند. تمام اعضای گله و حیوانات دیگر آنجا هستند و او را تماشا می‌کنند. ناگهان کومبا خودش نیز سقوط می‌کند و همه فکر میکنند که مرده است ولی او زنده می‌ماند و بعد از آن خشکسالی تمام می‌شود و باران می‌آید و همه حیوانات در کنار هم در این آبگیر زندگی می‌کنند.

منبع

بیشتر
کمتر