انیمیشن خانواده هیولا

انیمیشن خانواده هیولا
Monster family

در شب هالوین خانواده ای برای شادی به بیرون می‌روند ولی جادوگری که از طرف خون آشامی فرستاده شده بود همه آنها را جادو می‌کند و تبدیل به هیولا می‌کند آنها باید برای تبدیل خودشان به آدمیزاد ان جادوگر را پیدا کنند و جادوگر را مجبور کنند که آنها را به انسان تبدیل کند ولی پیدا کردن جادوگر و تبدیل به انسان شدن به این سادگی‌ها نیست…

کارگردان: Holger Tappe
نویسنده: David Safier
تهیه کننده: Maya Gräfin Rothkirch
سال تولید: 2017
نوع: سینمایی
مدت زمان: 1 ساعت و 36 دقیقه

داستان کامل انیمیشن

این فیلم در ترانسیلوانیا آغاز می شود ، جایی که کنت دراکولا با سه نوکر خفاش خود از تنهایی خود ابراز تاسف می کند. او از Emma Wishbone تماس تلفنی دریافت می کند که به اشتباه به جای فروشگاه لباس هیولا با او تماس گرفته است. او قبل از اینکه تلفن همراهش را به طور تصادفی در یک طوفان بیاندازد ، مدت کوتاهی با او صحبت می کند. اما با افزایش تنش های خانوادگی افسرده می شود – کتابفروشی خودش در شرایط مالی سختی به سر می برد ، پسرش مکس به دلیل رفتارهای ناخوشایند و کلیشه ای خود قربانی قلدری می شود ، دخترش فی یک نوجوان خودشیفته است و همسرش فرانک بیش از حد کار می کند و خواب است -خسته شد ، و از او غفلت کرد. دراکولا تصمیم می گیرد اما را عروس جدید خود قرار دهد ، و بابا یاگا را مجاب می کند که او را نفرین کند و او را به یک خون آشام واقعی تبدیل کند تا او در کنار او بماند.

دوست جدید او چایان بلیط های یک مهمانی لباس را به او هدیه می دهد و اما برای خانواده اش لباس می سازد: او به عنوان خون آشام ، فرانک به عنوان هیولای فرانکشتاین ، فی به عنوان مومیایی و مکس به عنوان گرگینه. به دلیل اختلاط در مهمانی ، آنها توسط امنیت بیرون رانده می شوند و باعث خرابی اما می شوند. بابا یاگا از موقعیت استفاده می کند و او را نفرین می کند ، اما چون همه خانواده اش ناراضی بودند همه آنها نفرین شده و به هیولاهایی تبدیل می شوند که لباس خود را پوشیده اند.

اما بابا یاگا را که فرار می کند ، تعقیب می کند ، اما نه قبل از اینکه آنها بدانند که تعویق او باید در چشم لندن که اتفاقاً در یک مکان باستانی ساخته شده است ، دوباره شارژ شود. در همین حین مکس قلدرش را می ترساند و از تحول او لذت می برد و فی توسط مدرسه او رد می شود. فرانک هوش خود را از دست داده است ، اما همچنان به اما علاقه نشان می دهد.

در فرودگاه Fay هیپنوتیزم می کند تا یک کارمند چک برای اجازه دادن به آنها برای پرواز ، اما در طول پرواز اما تحت تأثیر خونریزی خون آشام قرار گرفته است ، و فقط یک مداخله به موقع از طرف دراکولا این مسئله را متوقف می کند و او با اما سردرگم و خونسرد اما از شخص شخصی خود فرار می کند جت ترک خانواده اش در هواپیمای مسافربری.

دراکولا سعی می کند اما را راضی کند که در کنار او بماند ، و گرچه وسوسه می شود تصمیم می گیرد به خانواده اش وفادار باشد – باعث می شود دراکولا او را از هواپیمای خود که در کنار چشم لندن قرار دارد درست به محض ورود خانواده اش بیرون کند. در همین حال ، دراکولا تصمیم می گیرد که اگر نمی تواند اما را داشته باشد ، هیچ کس نمی تواند ، و به نوکر خنجر خود رنفیلد دستور می دهد که یک ماشین دانه برف تهیه کند تا جهان را تلافی کند.

بابا یاگا تعویذ خود را شارژ می کند اما توسط Wishbones مورد تحسین قرار می گیرد ، با این حال آنها را به مصر می فرستد. چایان سعی می کند کمک کند ، اما پس از نجات بابا یاگا از مرگ او این دو دوست می شوند. بابا یاگا توضیح می دهد که دراکولا قصد داشته که فقط اما را لعنت کند ، اما ناراحتی کل خانواده باعث تغییر همه آنها شد – فقط تمام خانواده خوشحال لعنت را بشکنند.

در مصر ، این خانواده استدلال دیگری دارند که منجر به فرار همه آنها در جهات مختلف می شود: فی با ایمهوتپ ملاقات می کند که معتقد است او زیبا است و می خواهد با کمک او جهان را تصاحب کند. مکس هتلی را پیدا می کند که همه مهمانان از او می ترسند و فرانک گروهی از سوپرمدل ها را که او را به هتل خود برمی گردانند نجات می دهد – همان مکس در آنجا است.

اما یک بار دیگر توسط خونخواهی مصرف می شود و یک بار دیگر توسط دراکولا نجات می یابد. علی رغم اینکه دوباره توسط او وسوسه شد ، او هنوز دلش برای خانواده اش تنگ شده است ، پس از اینکه یک بابا یاگا توبه آنها را به آنجا منتقل کرد ، در قلعه ظاهر می شوند. رنفیلد نقشه دراکولا برای شلیک یک گلوله برفی غول پیکر به خورشید را توضیح می دهد ، تمام زندگی را جدا از خون آشام هایی که برای زنده ماندن به خورشید نیاز ندارند ، می کشد. در حالی که دراکولا در استخر لازاروس خود است ، این اطمینان را به جوانان می دهد که خانواده قصد دارند آب مقدس به آن اضافه کنند ، او را می کشند ، اما او بر آنها غلبه می کند. فهمیدند که آنها نیاز به همکاری دارند و از بودن در کنار هم خوشحال هستند که نفرین شکسته شده و همه آنها به شکل انسانی برمی گردند. آنها با کمک رنفیلد و خفاش های خادم دراکولا را در میان پرتوهای نور خورشید به دام می اندازند و او را با سلاح دانه برف خود منجمد می کنند.

Wishbones به خانه برمی گردند و شرایط آنها تغییر می کند. فرانک بعد از گذاشتن عکسی از ماجراجویی خانوادگی آنها و دراکولای یخ زده روی میز ، برای خودش ایستاده است ، قلدر مکس به خطای راه خود پی برده و با او دوست شده است ، و فی در یک مهمانی لباس با یک آدم برادر در لباس شوالیه آشنا می شود که اما به خانه پرتاب می کند. بابا یاگا ، رنفیلد و سه خفاش مهمانی را خراب می کنند. این خانواده با نشان دادن خوشبختی خود با هم عکس دیگری می گیرند.

بیشتر
کمتر