انیمیشن جیمی نوترون؛ پسر نابغه

انیمیشن جیمی نوترون؛ پسر نابغه
Jimmy Neutron: Boy Genius

جیمی نوترون در خانواده‌ای معمولی زاده شد و از همان ابتدا هوش فوق العاده‌ای داشت. کارل و شین از نزدیک‌ترین دو دوستان او هستند....

کارگردان: John A. Davis
نویسنده: John A. Davis , Steve Oedekerk , David N. Weiss , J. David Stem
تهیه کننده: Steve Oedekerk , John A. Davis , Albie Hecht
سال تولید: 2001
نوع: سینمایی
مدت زمان: 1 ساعت و 22 دقیقه

ویدئوها

تیزر

داستان کامل انیمیشن

جیمی نوترون پسر نابغه 11 ساله‌ای با پدر و مادرش جودی و هیو و سگ رباتش گدارارد در Retroville زندگی می کند. دوستان جیمی دارای اضافه وزن کارل وایزر و بیش فعالی شین استوز هستند و او یک رقابت دیرینه با همکلاسی باهوش خود، سیندی ورتکس دارد که او را بخاطر کوچک بودن قد خود تحریک می کند. بعد از اینکه جیمی ماهواره ارتباطی را به امید برقراری ارتباط با زندگی بیگانگان به فضا پرتاب کرد، موشک موقت خود را به سقف خانه‌اش می زند و مادرش را ناراحت می‌کند. وقتی جیمی، کارل و شین از افتتاح Retroland، یک شهربازی مطلع شدند، نیک دین، ​​بچه محبوب پسران را متقاعد می‌کند که دزدکی حرکت کنند و در آنجا شرکت کنند. مادر جیمی مادر جودی از حضور در پارک در آن شب خودداری می‌کند. بعد از اینکه جت پک او به طور تصادفی در خانه آتش گرفت، او را زمین می‌زند. با توجه به توصیه های نیک، جیمی از اختراع اشعه کوچک کننده خود استفاده می‌کند تا دزدکی حرکت کند و برای یک شب تفریح ​​با کارل و شین در Retroland ملاقات می‌کند.

در همین حال ، ماهواره جیمی توسط یولکیان ، نژادی از بیگانگان تخم مرغ مانند از سیاره یولکوس ، رهگیری می شود. رهبر آنها ، پادشاه گوبوت ، پیام جیمی را مشاهده می کند و با توجه به تصویری از والدینش ، جستجوی خود را کامل اعلام می کند. یولکیان به زمین می رسند و همه بزرگسالان را در Retroville ربودند ، به جز خانم فاول (به دلیل جثه کوچک پس از اینکه زودتر توسط اشعه کوچک شدن جیمی کوچک شد). وقتی کشتی هایشان به فضا برمی گشتند ، جیمی ، کارل و شین در هنگام عزیمت یک ستاره تیرانداز را اشتباه گرفتند و همین امر باعث شد جیمی آرزو کند پدر و مادرشان از بین بروند. صبح روز بعد ، همه کودکان متوجه می شوند پدر و مادر گم شده اند و بی پروا مهمانی می کنند. روز بعد ، کودکان بدبخت هستند و درک می کنند که به والدین خود احتیاج دارند. جیمی می فهمد که ماهواره وی پیدا شده و نتیجه گیری می کند که والدین ربوده شده اند. او از کودکان دعوت می کند تا از وسایل سواری Retroland کشتی های موشکی ایجاد کنند و آنها پس از خانواده خود به فضا منفجر می شوند.

سرانجام جیمی و کمپانی پس از رگبار باران شهاب سنگ و اردو زدن بر روی یک سیارک ، به یولکوس رسیده و والدین را با دستگاه های کنترل ذهن متصل به سر خود پیدا می کنند. آنها توسط گووبوت اسیر شده اند ، كه به كودكان فهماند جیمی آنها را مستقیماً به زمین منتقل كرده تا والدینشان را كه یولكی ها قصد دارند آنها را به خدای خود ، پولترا قربانی كنند ، برد. جیمی توسط دستیار دست و پا زدن گووبوت ، اووبلار ، از گدار جدا شده و به همراه بقیه بچه ها که جیمی را به دلیل مخمصه خود مقصر می دانند ، در یک سیاه چال حبس می شود. سیندی با ترحم از جیمی اعتراف می کند که او و بقیه بچه ها به او احتیاج دارند و جیمی را تشویق می کند تا با کمک به آنها برای فرار ، کارها را درست کند. با استفاده از تلفن همراه متعلق به دوست سیندی ، لیبی فلفاکس ، جیمی با گادارد تماس می گیرد ، که از دست اووبلار فرار می کند و بچه ها را بیرون می کشد.

جیمی و شرکت در آنجا به کولوسئوم یولکیان می رسند که یک تخم مرغ غول پیکر بیرون می آید و Poultra ، یک مرغ غول پیکر سه چشم غول پیکر را آزاد می کند. در حالی که گووبوت ترتیب غذا دادن به والدین را با استفاده از راه دور کنترل ذهن می دهد ، جیمی کودکان را برای حمله به کولوسئوم و نبرد با نگهبانان جمع می کند در حالی که شین یک کشتی فرار را بازیابی می کند ، که پس از بازگشت پولترا را به سر او می زند. جیمی ریموت دستگاه گووبوت را می دزد و بچه ها به همراه والدین از یولکوس فرار می کنند. Goobot یک ناوگان را برای تعقیب آنها ترتیب می دهد که وقتی بچه ها کشتی خود را به اطراف سطح خورشید می چرخانند ، فقط برای کشتی Goobot نابود می شود. وقتی Goobot و Ooblar جیمی را به خاطر اندازه کوتاه او مورد تحریک قرار می دهند ، جیمی در کشتی Goobot با گودارد به شکل دوچرخه پرواز شارژ می کند و با استفاده از اشعه کوچک شده خود را به اندازه یک سیاره بزرگ می کند. سپس وی ظرف گووبوت را به درون سیارکی منفجر کرده و آن را نابود می کند. گووبوت زنده می ماند و قول انتقام می گیرد. در سفر بازگشت به زمین ، جیمی با والدینش آشتی می کند و اعتراف می کند که علی رغم هوش ، هنوز به آنها وابسته است.

روز بعد ، وقتی پدر و مادر جیمی یکی از آزمایش های علمی او را می نوشند که باعث آروغ زدن قابل توجهی می شود ، جیمی و کارل تخم مرغ در یک فنجان تخم مرغ می خورند ، زیرا فکر می کنند نوشابه واقعی است. همه آنها با صدای بلند می خندند در حالی که گدار در بیرون پرواز برای تعقیب پرنده دیده می شود.

در صحنه اعتبارات میانی ، خانم فاول که هنوز کوچک است ، دیده می شود که سوار بر کرم سیب ، به نام آقای ویگلز ، در حال رفتن به کافه تریای سالن مدرسه ابتدایی است.

بیشتر
کمتر