جزیره گنج ؛ گنجینه جزیره منهتن

انیمیشن جزیره گنج ؛ گنجینه جزیره منهتن An American Tail

ساکنان شهر موشها مجبور به کارکردن در کارخانه سه موش بدجنس می باشند.دو موش کوچولو در یک متروی متروکه راهی به زیرزمین یافته و با موشهای دیگر اشنا می شوند. آیا این راه می تواند سر آغاز رهایی از دست موشهای بدجنس باشد؟

کارگردان: Don Bluth
نویسنده: Judy Freudberg
تهیه کننده: Kate Barker
سال تولید: 1986
نوع: سینمایی
مدت زمان: 1 ساعت و 20 دقیقه
گونه و ژانر:

داستان کامل انیمیشن

در سال 1885 شوستكا ، موسوكویتس ها ، یك خانواده موش روس-یهودی كه با خانواده انسانی به نام Moskowitz زندگی می كنند ، جشن هانوكا را برگزار می كنند كه در آن پاپا كلاه خود را به پسر 5 ساله خود ، فیول ، می دهد و به او درباره ایالات متحده ، کشوری که هیچ گربه ای در آن وجود ندارد. این جشن هنگامی قطع می شود که باتری قزاق ها در یک میدان آتش سوزی ضد یهودی به میدان روستا می روند و گربه های آنها نیز با پرتاب کوکتل مولوتف به خانه مسکوویتس به موش های روستا حمله می کنند. به همین دلیل ، خانه مسکوویتز ، همراه با خانه موسویویتس ، ویران شده است.

در هامبورگ ، موسویویتس سوار یک کشتی بخار ولگرد شد و به سمت شهر نیویورک حرکت کرد. تمام موش های داخل هواپیما از احتمال رفتن به آمریکا احساس سرخوشی می کنند زیرا در آنجا “هیچ گربه ای” وجود ندارد. در هنگام طوفان رعد و برق در سفر آنها ، ناگهان فیول خود را از خانواده جدا و در دریا شسته شد. آنها که فکر می کنند او درگذشته است ، طبق برنامه پیش بینی شده به شهر می روند ، اگرچه از دست دادن او بسیار خراب شده اند.

با این حال ، فیول در یک بطری به شهر نیویورک شناور می رود و پس از صحبت های کبوتر فرانسوی به نام هنری ، تلاش می کند تا خانواده خود را پیدا کند. او با وارن تی رات حامی حریص مواجه می شود ، که او را به یک عرق فروشی می فروشد. او با تونی توپونی ، موش هوشمند ایتالیایی-آمریکایی خیابانی فرار می کند و آنها با بریجیت ، یک موش ایرلندی که می خواهد موش های همکار خود را برای جنگ با گربه ها برانگیزد ، همراه می شوند. هنگامی که گروهی از آنها به نام Mott Street Maulers به ​​بازار موش حمله می کنند ، موش های مهاجر می فهمند که داستان های یک کشور بدون گربه درست نیست.

بریجت فیول و تونی را به دیدن Honest John ، سیاستمدار الكلی كه موش های رای دهنده شهر را می شناسد ، می برد. با این حال ، او نمی تواند به فیول در جستجوی خانواده اش کمک کند ، زیرا آنها هنوز برای رای دادن ثبت نام نکرده اند. در همین حال ، خواهر بزرگتر او ، تانیا ، به پدر و مادر غمگین خود می گوید که او احساس می کند او هنوز زنده است ، اما آنها اصرار دارند که در نهایت از بین خواهد رفت.

موش ها با هدایت گوسی ماوسهایمر ثروتمند و قدرتمند ، تجمعی برگزار می کنند تا تصمیم بگیرند در مورد گربه ها چه کنند. به گفته صادق جان ، وارن همه آنها را برای حفاظت از آنها که هرگز از آنها محافظت نمی کند ، باج می گیرد. هیچ کس نمی داند در این مورد چه کاری باید انجام دهد ، تا اینکه فیول طرحی را با گوسی نجوا می کند. اگرچه خانواده وی نیز در آن شرکت می کنند ، آنها به خوبی در پشت تماشاگران ایستاده اند و قادر به تشخیص فیول در صحنه با او نیستند.

موش ها موزه ای متروک در چلسی اسکله را تصرف می کنند و شروع به ساخت نقشه خود می کنند. در روز پرتاب ، فیول با شنیدن آنچه وی معتقد است نواختن ویولن پدرش است ، ناخواسته وارد مخفیگاه مولرها می شود. در عوض او وارن را در آنجا بازی می یابد و می فهمد که او گربه ای کوچک در لباس مبدل و رهبر مولرها است. آنها به زودی فیول را کشف ، اسیر و زندانی می کنند ، اما نگهبان او یکی از اعضای اکراه باند است. یک گربه تمیز نارنجی موی بلند و نرم دل به نام ببر ، که با او دوست و آزاد می شود. وارن با عصبانیت از اینکه به فیول اجازه فرار داده است ، بی درنگ او را اخراج می کند (که از پذیرش او بسیار خوشحال است ، زیرا او هرگز از نواختن وارن یا ویولن کاکوفون خود خوشم نمی آمد).

فیول در حالی که گربه ها در تعقیب او بودند ، به اسکله می رود. در آنجا وارن مبدل سعی می کند موشها را مجدداً برای تسلیم فیول و پولهایشان در ازای ایمنی آنها اخاذی کند ، اما وقتی تونی لباس مبدل وارن را با کمک تیرکمان جلوی موشها بردارد ، آنها سرپیچی می کنند. سپس وارن با عصبانیت در ورودی اسکله را آتش زد و موشها را زنده زنده سوزاند تا اینکه سرانجام گوسی به موشها دستور داد سلاح مخفی را آزاد کنند. یک موش مکانیکی عظیم ، الهام گرفته از قصه هایی که پاپا به فیول از “موش غول پیکر مینسک” گفت ، وارن و باندش را از پایین اسکله و در آب تعقیب می کند. یک کشتی بخار ولگرد که به مقصد هنگ کنگ حرکت می کند آنها را بر روی لنگر خود برمی دارد و آنها را با خود می برد. با این وجود ، انبوهی از قوطی های نفت سفید باعث نشت آتش بقایای آتش شده است که وارن شروع به شعله ور شدن کل اسکله کرده و با رسیدن FDNY انسان ، موش ها مجبور به فرار می شوند تا آن را خاموش کند.

هنگام آتش سوزی ، فیول یک بار دیگر از خانواده اش جدا شده و در یک پرورشگاه به سر می برد. پاپا و تانیا شنیدند که بریجت و تونی به فیول فریاد می زنند ، اما پاپا مطمئن است که ممکن است “فیول” دیگری در جایی باشد ، تا اینکه مامان کلاه خود را پیدا کند.

با پیوستن گوسی ، تایگر به آنها اجازه می دهد تا در آخرین تلاش برای یافتن فیول سوار او شوند و در نهایت موفق می شوند. این سفر با هانری که همه را به دیدن پروژه تازه به اتمام رسیده خود منتقل می کند – مجسمه آزادی ، که به نظر می رسد لبخند می زند و به فیول و تانیا چشمک می زند ، و زندگی جدید موسکوویتز در ایالات متحده آغاز می شود

بیشتر
کمتر