انیمیشن جادوی مرد برفی

انیمیشن جادوی مرد برفی
Magic gift of the Snowman

امیلی بیماری سختی دارد که اگر بتواند تا کریسمس دوام بیاورد ممکن است زنده بماند. لندن برادر امیلی برای بهبودی امیلی نقشه‌ای می‌کشد...

کارگردان: Toshiyuki Hiruma
نویسنده: Lawrence H. Hartstein
تهیه کننده: Jennifer Blohm , Gayle Franco , Mark Taylor
سال تولید: 1995
نوع: سینمایی
مدت زمان: 47 دقیقه

داستان کامل انیمیشن

دکتر به پدر و مادر امیلی می گوید که دیگر کاری از دست من برنمیاد! اون اگه بتونه تا کریسمس دووم بیاره احتمالا زنده بمونه! خانواده امیلی ناراحت و ناامید برای زنده ماندن امیلی دعا می کنن. لندن برادر امیلی تصمیم می گیرد به امیلی کمک کند تا او بتواند با بیماری اش مبارزه کند. او پشت پنجره ی اتاق امیلی یک آدم برفی بزرگ می سازد و وقتی امیلی از خواب بیدار شد به او می گوید یک دوست قدیمی خیلی خوب اومده تو رو ببینه اسمش بفکه… و اگه تو یه کاسه سوپ بخوری تعریف می کنم که برفک از کجا اومده و ما چطور تونستیم ملکه الکترا و سرزمینش رو نجات بدیم! با این ترفند امیلی را مجبور می کند غذا بخورد و به موقع بخوابد تا داستان را برایش تعریف کند. داستان سرزمینی که ساکنان آن فقط بچه ها هستند(بدون خانواده!!!) که همیشه شاد و خندانند و این به خاطر خنده ی سحرآمیز حاکمشان است! حاکم آنها پرنسس الکترا است. روزی امیلی و لندن به سرزمین پرنسس الکترا می روند…آنجا با برفک که وزیر و مشاور و محافظ پرنسس الکترا است آشنا می شوند. او آنها را نزد پرنسس می برد و همه جای قصر را به آنها نشان می دهد. برفک به امیلی می گوید تو قدرت باورنکردنی ای داری…برفک آنها را به جایی می برد که بچه ها در حال بازی هستند و می گوید بچه های اینجا تمام روزدر حال بازی کردن هستند شما هم هر بازی ای دوست داشتین انتخاب کنین! امیلی که فکر می کند نمی تواند بازی کند، ترجیح می دهد یه گوشه بایستد و بازی بچه ها را تماشا کند.ولی پرنسس به او می گوید قدرت باورنکردنی ای در درون تو نهفته است و تو می توانی صندلی چرخدارت را به هر چیز چرخ داری که بخواهی تبدیل کنی. او صندلی اش را تبدیل به یک اسب چرخ دار می کند…آنها بعد از بازی و خوردن شام به اتاق خوابهای مخصوص می روند… صبح که بیدار می شوند متوجه می شوند وجود شرور و ترسناکی که فرمانروای بقیه سرزمین هاست، لبخند پرنسس الکترا را دزدیده و پرنسس و تمام بچه های سرزمینش غمگین و افسرده هستند! برفک به آنها می گوید چون شما مال این سرزمین نیستید طلسم شیطانی روتون اثر نکرده و می تونین به من کمک کنین تا لبخند پرنسس رو پس بگیرم! آنها راهی سرزمین تاریکی می شوند و وقتی امیلی قبول می کند که به قدرتش اعتماد کند و ناامید نباشد می تواند به بقیه کمک کند تا از موانع بگذرند و به کارخانه ی گندآب سازی برسند و با کمک هم لبخند پرنسس را پس بگیرند و فرمانروای شرور را نابود کنند. در آخر وقتی کارخانه ی گندآب سازی در آتش می سوخت برفک درآتش آب می شود و راه را برای امیلی و لندن باز می کند و آنها می توانند فرار کنند… لندن با تعریف کردن این داستان امیلی را وادار می کند چند روزی که به کریسمس مانده را غذا بخورد به موقع بخوابد و به او امید و انگیزه می دهد و کمک می کند امیلی با ایمان به قدرت خودش با بیماری مبارزه کند و از مرگ نجات پیدا کند.

منبع

بیشتر
کمتر