برنارد و بیانکا در نجات کودی

انیمیشن برنارد و بیانکا در نجات کودی The Rescuers Down Under

دو موش مامور جوان با هم به یک ماموریت در استرالیا می‌روند تا پسری را از دست یک شکارچی نجات دهند...

کارگردان: Hendel Butoy , Mike Gabriel
نویسنده: Jim Cox , Karey Kirkpatrick , Byron Simpson , Joe Ranft
تهیه کننده: Thomas Schumacher
سال تولید: 1997
نوع: سینمایی
مدت زمان: 1 ساعت و 17 دقیقه
گونه و ژانر:

داستان کامل انیمیشن

در Outback استرالیا ، پسر جوانی به نام کودی یک عقاب طلایی نادر به نام Marahute را نجات داده و با او دوست می شود ، لانه و تخمهای خود را به او نشان می دهد. بعداً ، او در دام حیوانی افتاده که توسط Percival C. McLeach ، شکارچی غیرمجاز محلی تحت تعقیب رنجرز استرالیا قرار دارد. با پیدا کردن كدی از كدی ، کودی می داند كه محل نگهداری مارهوت چیست ، مك لیچ ، كه قبلاً همسر ماراهوت را كشته بود ، كدی را می رباید و كوله پشتی پسر را به روی شناور تمساح می اندازد تا متقاعد شود كه كنج رنجرز خورده است.

موش که طعمه ای در دام بود با عجله به یک ایستگاه فرعی می رود و از آن طریق تلگرافی به مقر انجمن نجات در سازمان ملل در شهر نیویورک ارسال می شود. برنارد و دوشیزه بیانکا ، نمایندگان نخبه RAS در این مأموریت منصوب می شوند و تلاش های برنارد برای پیشنهاد ازدواج با بیانکا را متوقف می کنند. آنها می روند تا اورویل آلباتروس را که قبلاً به آنها کمک کرده بود ، پیدا کنند و با برادرش ویلبر دیدار می کنند که آنها را به استرالیا می برد. در آنجا ، آنها با جیک ، موش جهشی که عامل منطقه ای محلی RAS است ، ملاقات می کنند. جیک شیفته بیانکا می شود و با او معاشقه می کند و این باعث ناراحتی برنارد می شود. او به عنوان “راهنمای تور” و محافظ آنها در جستجوی پسر عمل می کند. ویلبر به طور اتفاقی ستون فقرات خود را از شکل خارج کرده و سعی می کند به آنها کمک کند ، بنابراین جیک او را به بیمارستان (آمبولانس قدیمی) می فرستد. ویلبور از انجام عمل جراحی امتناع می ورزد و هنگام جنگ برای فرار از موش های پزشکی ، کمر او صاف می شود. او در جستجوی دوستانش پرواز می کند.

در مخفیگاه مک لیچ ، کودی پس از خودداری از افشای محل نگهداری ماراهوت ، با تعدادی از حیوانات دستگیر شده زندانی می شود. کودی تلاش می کند تا خود و حیوانات را آزاد کند ، اما توسط جوانا ، گویای حیوان خانگی مک لیچ ، خنثی می شود. مک لیچ که متوجه شد تخمهای مارهوت نقطه ضعیف کودی است ، کودی را فریب می دهد و فکر می کند شخص دیگری ماراهوت را کشته و او را آزاد می کند ، می داند کودی به لانه او می رود.

برنارد ، بیانکا و جیک در حالی که مک لیچ پس از کودی در نیمه مسابقه خود حرکت می کند ، می رسند. هر سه سوار بر وسیله نقلیه می شوند و سعی می کنند کودی را هنگام ورود به لانه هشدار دهند ، اما مکلچ کودی ، ماراهوت ، جیک و بیانکا را اسیر می کند. سپس مک لیچ جوانا را می فرستد تا تخم مرغ مارهوت را بخورد ، اما برنارد موفق می شود با استفاده از سنگ های تخم شکل او را فریب دهد. ویلبور به لانه می رسد و برنارد ویلبر را متقاعد می کند که روی تخمهای واقعی بنشیند در حالی که او (برنارد) به دنبال مک لیچ می رود.

مک لیچ اسیرانش را به Crocodile Falls می برد ، یک آبشار عظیم در انتهای رودخانه که کوله کدی را درون آن انداخت. او كدی را بهم می بندد و او را روی شناور كروكودیل ها آویزان می كند و قصد دارد او را به آنها بدهد ، اما برنارد ، سوار بر یك خوك ریزاباك وحشی ، با استفاده از یك زمزمه اسب كه از جیك آموخته بود ، اهلی كرد ، می آید و وسیله نقلیه مك لیچ را از كار می اندازد. سپس مک لیچ تلاش می کند طنابی را که کودی را بالای آب نگه می دارد شلیک کند ، اما برنارد با فریب جوآنا ، به مک لیچ برخورد می کند و هر دو را به داخل آب می فرستد. تمساح ها به مک لیچ و جوانا حمله می کنند ، در حالی که پشت سر آنها با شکستن طناب آسیب دیده ، کودی به آب می افتد. در حالی که جوانا به بانک فرار می کند ، مک لیچ دور می شود و تمساح ها را طعنه می زند و آبشار را فراموش می کند تا اینکه خیلی دیر است. او احتمالاً تا سرحد مرگ شسته شده است.

برنارد در آب فرو می رود و کودی را به اندازه کافی نگه می دارد تا جیک و بیانکا بتوانند ماراهوت را آزاد کنند و به او اجازه می دهد کودی و برنارد را نجات دهد درست زمانی که از آبشار عبور می کنند. برنارد که مأیوس از جلوگیری از وقوع هرگونه حادثه دیگری است ، از بیانکا خواستگاری می کند ، که بلافاصله قبول می کند ، در حالی که جیک با احترام تازه پیدا شده از او استقبال می کند. سرانجام ایمن ، گروه به خانه کودی عزیمت می کنند. در همین حال ، ویلبور هنوز روی تخمهای Marahute نشسته است. آنها جوجه ریزی می کنند و یکی از عقاب ها او را گاز می گیرد.

بیشتر
کمتر