انگشتر سحرآمیز

انیمیشن انگشتر سحرآمیز The magic ring

حاکم شهر باید در میان مردم با عدالت رفتار کند و در این راه بر خدا توکل کند.

کارگردان: رویا خاشعی
نویسنده: ابراهیم کریمی
تهیه کننده:
سال تولید: 1381
نوع: سینمایی
مدت زمان: 1 ساعت و 17 دقیقه
گونه و ژانر:

داستان کامل انیمیشن

پادشاهی درستکار و عادل که به خاطر رفتارهای نادرست پسرش، او را لایق ولایت عهدی خود نمی¬داند و دوست ندارد بعد از مرگش حکومت را به او بسپارد. او از خدا می¬خواهد که پسرش سر به راه شود. شبی، موهبتی الهی به او عطا می-شود تا پسر را از گمراهی رها کند؛ انگشتری سحرآمیز که نسبت به خطا حساس است، به او داده می¬شود راز این انگشتر در آن است که وقتی شاهزاده کار خطایی انجام می¬دهد، انگشتر او را نیش می¬زند. داروغه که فردی خشن و زورگو است این انگشتر را طلسم و جادو می¬داند و از شاهزاده میخواهد که انگشتر را از خود دور کند. پس از دور کردن انگشتر، شاهزاده نیز همانند داروغه به مردم ظلم می¬کرد و با سخت¬گیری¬هایش مردم را از خود ناراضی کرد. تا اینکه شبی چهره شاهزاده شبیه گرگ شد و باعث ترس و وحشت همگان شد. مردم تصمیم به کشتن او گرفتند. حاکم جوان با شنیدن این حرف پا به فرار گذاشت و به جنگل رفت. آنجا درون چاهی افتاد و احساس ندامت و پشیمانی کرد و از خدا کمک خواست. از این رو فرشته وحی به سراغش آمد و او را به کلاغی تبدیل کرد و از او خواست که به مدت سه روز بدی¬هاش را جبران کند. او نیز به کمک طوطی به سراغ غاری رفت که فقط به روی امیرزاده باز می¬شود. در آنجا با هیولای پلیدی¬نما مبارزه کرد و توانست آینه عمر او را بشکند. پس از آن به خواست خدا به چهره واقعی¬اش تبدیل شد و مجدد به سراغ مردم رفت و همانند پدرش عدالت را در شهر برقرار کرد.

منبع

بیشتر
کمتر