آشیانه اژدها

انیمیشن آشیانه اژدها DRAGON NEST

با اتحاد میشود در مقابل تمام سختی ها پیروز شد.

کارگردان: Yuefeng Song
نویسنده: bill borden , Terry Izumi
تهیه کننده: bill borden , PAUL DUKE , PATE RIVE , MICHAEL YIJUN WANG , jack zhang
سال تولید: 2014
نوع: سینمایی
مدت زمان: 1 ساعت و 28 دقیقه
گونه و ژانر:

داستان کامل انیمیشن

این فیلم پنجاه سال قبل از بازی اتفاق می افتد. آلتریا سرزمینی است که بین انسان ها ، الف ها ، گوبلینوئیدها (“جانوران”) و اژدها تقسیم شده است. دهه ها پیش ، الف ها و انسان ها جانوران و اژدها را به کوه های تاریک برگرداندند. با این حال ، با پیروزی جانوران ، سرانجام انسان ها و الف ها با یکدیگر درگیر شدند ، و از این رو غافل از اینکه شر شروع به رشد می کند و دوباره قدرت می گیرد در کوه های تاریک ، همه با محوریت یک گوهر قدرت تعبیه شده در سینه خواب است Karas اژدهای سیاه ، که تحت تأثیر آن جانوران به ارتش پیوستند.

یک پسر انسانی کوکی و ماجراجو به نام لمبرت و سگهایش یك و دو با یك گروه بزرگ وحشی در یك حمله فرار می كنند. درست قبل از اینکه کشته شوند ، توسط سه نفر از ماجراجویان معروف نجات می یابند: بارناک ، مزدور معروف و کاپیتان یک کشتی در حال پرواز. Geraint ، یک مبارز اژدها معروف ؛ و آرژانتا ، خواهر جراینت. آنها به پادشاهی انسانی سنت بهشت ​​می روند ، که دو دختر دو جن ، پرنسس نروین و همراه او لیا ، مخفیانه به التماس پادشاه برای اتحاد علیه جانوران سفر کرده اند. لمبرت در حالی که سعی در دست گرفتن شمشیر برای خود دارد ، با لیا روبرو می شود و در پایان با او و همراهان قهرمانش در برابر گروهی از جانوران که به شهر حمله می کنند ، تیم می شود و آنها را باز می دارد تا اینکه شوالیه های شاهنشاهی تحت فرمان ولسکود بتوانند اوضاع را کنترل کنند. پادشاه وحشت زده با اثبات تهدید جدید در آستانه واقعی خود ، سرانجام با اتحاد موافقت می کند.

در حالی که متحدان تازه پیدا شده نیروهای خود را جمع می کنند ، لیا سایه ای را در نزدیکی سالن غذاخوری پادشاه مشاهده می کند و با همراهی لمبرت آن را دنبال می کند. در آنجا ، آنها دزدکی دیدار بین پادشاه ، Terramai (کشیش و مشاور او) ، Karacule (یک جادوگر) ، Nerwin ، Barnac ، Geraint ، Argenta و Velskud در مورد تهدیدات Karas و گوهر تشکیل می دهند که هر دو پایگاه قدرت او و آسیب پذیرترین نقطه او بحث بر سر اینكه چه كسی باید حضانت این گوهر را بر عهده گیرد آغاز می شود تا زمانی كه لمبرت آنها را با طرح حمله انحرافی و نفوذی متوقف می كند ، كه بر اساس آن – گرچه این طرح پذیرفته می شود – او و لیا را لگد كردند. با این حال ، با گوش دادن به آنها می فهمند که قدرت تاریک این سنگ قیمتی قلب ضعیف قلب را خراب می کند و بنابراین باید نابود شود.

بعداً همان شب ، پرنسس النا ، یک وروجک تاریک که جواهر را برای خودش و نفوذی که لیا قبلاً دیده بود ، به ولسکود پیوست. ولسکود ، اغوا شده توسط وعده های النا مبنی بر حاکم شدن همه آلتریا ، قبل از پیوستن به قهرمانان دیگر برای ماموریت مخفی ، پادشاه را می کشد. لمبرت که به همراه لیا می آید ، در ازای نگه داشتن یک و دو تا بازگشت ، از یک آهنگر قدیمی شمشیر دریافت می کند. زیر پوشش تاریکی ، آنها با کشتی بارناک به کوههای تاریک سفر می کنند. صاعقه به کشتی برخورد می کند و در حالی که لمبرت سعی دارد شمشیر خود را که از دست او لیز خورده است بازیابی کند ، به طور تصادفی چرخ کشتی را از کار می اندازد. کشتی سقوط می کند و گروه مجبور می شوند پیاده سفر را ادامه دهند.

در طول راه ، همراهان به مجموعه ای از ویرانه ها می رسند که محل نبرد بین الف ها و انسان ها بود و هنوز هم ارواح الف های افتاده آنها را تحت تعقیب قرار نمی دهند. به دنبال یکی از اتفاقات ناگوار لمبرت مجبور به عبور از آنها شدند ، آنها توسط یک پیشاهنگی خفاش در خدمت اژدهای سیاه کشف و طعنه می شوند. وقتی ولسکود به آن حمله می کند ، سعی می کند قبل از اینکه قهرمانان موفق به کشتن آن شوند ، به کوههای تاریک برود. با ادامه سفر ، لمبرت و لیا علاقه عاشقانه ای به یکدیگر پیدا می کنند و نشان داده می شود که گرانت و آرژانتا راز مربوط به گوهر اژدها را پنهان می کنند. با استفاده از این پیوند ، Geraint یک ورودی مخفی از لانه اژدها را در دیواره یک یخچال پیدا می کند و آنها را مهر و موم می کند ، اما در حالی که از دره یخ آن طرف در عبور می کنند ، توسط کمین نگهبانان حیوانات Karas کمین می کنند. آنها با فرو ریختن خروجی فرار می کنند ، اما Geraint و Argenta عقب می مانند و Geraint با استفاده از قدرت گوهر در سینه خود یک حیوان عظیم الجثه یخ زده را در یخ بیدار می کند. آنها فرار می کنند و با دیگران متحد می شوند.

با این حال ، اصحاب قبل از شروع حمله اتحاد ، باعث بیدار شدن کاراس نمی شوند. حیواناتی که علیه اتحاد می جنگند عقب نشینی می کنند اما به گروه لمبرت برخورد می کنند. در سردرگمی پس از آن ، لیا و لمبرت عقب مانده و مجبور می شوند که به تنهایی با هیولاها مبارزه کنند. وقتی لامبرت قصد دارد توسط یک جانور خورده شود ، لیا از آخرین تیر خود برای نجات او استفاده می کند و خود را فدا می کند. دیگران فریادهای ناراحتی و مسابقه لامبرت را برای کمک به او می شنوند ، اما حیوانات به سرعت غرق آنها می شوند. Geraint از قدرت مخفی خود برای تبدیل شدن به یک اژدهای طلایی و نجات همراهان خود استفاده می کند ، اما به طور تصادفی کاراکل را صدمه می زند. معلوم می شود که او و آرژانتا Half-Dragons هستند و بنابراین حامل خود Dragon Gems هستند. بقیه با دیدن فرم اژدهای جرینت شروع به بی اعتمادی به خواهر و برادر می کنند و ادعا می کنند که اژدها باید کشته شوند. Karas ظاهر می شود و حمله می کند و بلافاصله توسط Geraint درگیر می شود. هنگامی که آنها بالای لامبرت پرواز می کنند ، او متوجه سنگهای قیمتی درخشان بر روی سینه کاراس می شود ، و به یاد می آورد آنچه در مورد آن گفته شد – از جمله اینکه قدرت زنده نگه داشتن مردگان را دارد – تصمیم می گیرد آن را برای لیا تهیه کند. او وقتی به گذشته پرواز می کند به سمت کاراس می پرد و از سینه بالا می رود. بقیه برای جابجایی گوهر تاریک به هم می پیوندند و آرژانتا برای کمک به برادرش به یک اژدهای نقره ای تبدیل می شود. آنها با تلفیق قدرت های خود سرانجام قادرند گوهر تاریک را از کاراس جدا کنند و سرانجام هیولا را بکشند.

لمبرت برای احیای لیا ، گوهر را از Geraint طلب می کند ، اما Geraint او را از لمس آن بر حذر می دارد ، از ترس اینکه قدرت آن او را خراب کند ، و در عوض گوهر خودش را به او می دهد. در حالی که لمبرت فرار می کند تا سنگ قیمتی را روی لیا بمالد ، ولسکود گوهر کاراس را تصرف می کند. اما قبل از اینکه او بتواند جرینت را بکشد ، لامبرت دخالت می کند و گوهر Geraint را به صاحبش برمی گرداند. همانطور که او و ولسکود دوئل می شوند ، گوهر تاریک شروع به فاسد شدن شوالیه می کند و او را به یک اژدهای سیاه تبدیل می کند. قبل از اینکه شوالیه تاب خورده بتواند لامبرت را بکشد ، یک تیر از حواس او پرت می شود و به لامبرت اجازه می دهد تا شمشیر خود ولسکود را بگیرد و حریف را به صورت مهلکی مجروح کند.

پیکان توسط لیا هدایت شد ، که از لبه مرگ برگشته است ، و او و لمبرت در بوسه یکدیگر را در آغوش می گیرند. ارتش اتحاد می رسد و قهرمانان را برای رفتن به خانه سوار می کند. اما النا صاحب گوهر کاراس شده است. پس از تیتراژ پایان ، لمبرت با سگهای خود متحد می شود و به ترتیب نام آنها را Bow و Arrow تغییر می دهد.

بیشتر
کمتر