آرزوی بزرگ سلما

انیمیشن آرزوی بزرگ سلما salma's big wish

چرخه زندگی به مرگ نیاز دارد.

کارگردان: Carlos Gutiérrez Medrano
نویسنده: Eduardo Ancer , Juan J. Medina
تهیه کننده: David Jimenez Alvarez
سال تولید: 2019
نوع: سینمایی
مدت زمان: 1 ساعت و 25 دقیقه
گونه و ژانر:

داستان کامل انیمیشن

بر اساس افسانه، مورلت با طلسمی مرگ را فریب می‌دهد و عزرائیل نمی‌تواند شهر را پیدا کند. با این کار چرخه زندگی از بین رفته، بنابراین مردم راهی پیدا می‌کنند که عزرائیل شهرشان را پیدا کند. عزرائیل برای تشکر، شیشه ساعت را به مردم می‌دهد؛ که با آن روح مردگان سالی یک بار به ملاقات خانواده‌هایشان می‌آیند. سلمای کودک که بچه‌ای سرراهی است می‌خواهد روح والدینش را ببیند. مادربزرگ مخالف است. سلما در روز مخصوص مراسم یادبود انجام می‌دهد، اما خرابکاری به وجود می‌آید. ده سال بعد، سلما از دوره‌گردی گردنبندی هدیه می‌گیرد که گفته می‌شود واسطه دنیای مرده‌ها و زنده‌هاست. سلما در روز یادبود، گردنبند را در محل مخصوص قرار می‌دهد، تا روح والدینش احضار شوند؛ اما موفق نمی‌شود. روی گردنبد تصویر قلعه‌ای است که در جزیره‌ای در آن نزدیکی قرار دارد. سلما با دو برادر (خورخه و پدرو) به جزیره می‌رود؛ چون کل شهر را گشته، اما قلعه جزیره را نگشته. در جزیره کتاب عجیبی هست که سلما به شکلی نامعلوم می‌تواند بخواندش. راهی جادویی باز می‌شود و آن سه نفر به داخلش کشیده می‌شوند. سلما با وردهای کتاب، نگبانان غول‌آسا را شکست می‌دهد؛ اما خورخه و پدرو به پایین پرت می‌شوند. آن‌ها در حالی که زنده‌اند به دنیای مردگان می‌افتند و به دنبال راه برگشت می‌گردند. مورلت به سراغ سلما می‌آید و می‌گوید می‌شود مردگان را برگرداند؛ از جمله دو برادر را. او از سلما می‌خواهد وردی از کتاب بخواند. درختی رشد می‌کند. از طریقش وارد قلعه متروک می‌شوند. مورلت می‌گوید والدین سلما جادوگر بوده‌اند و در این‌جا زندگی می‌کرده‌اند. مادربزرگ هم مادربزرگ واقعی اوست. مادربزرگ سرمی‌رسد و ماجرا را تأیید می‌کند. معلوم می‌شود مادر سلما بیمار شده و در حال فوت بوده و پدر سلما از مورلت کمک خواسته. مورلت با طلسمی کل شهر را از عزرائیل مخفی می‌کند. مادر نجات می‌یابد، اما چرخه زندگی از بین می‌رود. مادربزرگ طلسم را از بین می‌برد. عزرائیل جان پدر و مادر سلما را می‌گیرد. مادربزرگ سلمای نوزاد را مخفی می‌کنند و می‌گویند سرراهی است تا عزرائیل نکشدش. با وسوسه مورلت، سلما با ورد می‌خواند و عزرائیل می‌آید. مورلت قدرت عزرائیل را می‌گیرد. سلما به خود می‌آید و با مورلت می‌جنگد. پدرو فداکاری می‌کند و خودش با واگن‌های قطار ارواح سرگردان به دروازه‌ای که مورلت باز کرده نمی‌رسند و مورلت ناکام می‌ماند. خورخه از دروازه می‌گذرد و به دنیای زنده‌ها برمی‌گردد. سلما مورلت را شکست می‌دهد. قدرت از مورلت به عزرائیل برمی‌گردد. او روح والدین سلما را حاضر می‌کند و آن‌ها با او دیدار می‌کنند. چندی بعد پدرو به شکل غافل‌گیرکننده‌ای به دنیای زندگان برمی‌گردد.

منبع

بیشتر
کمتر